گنجور

 
سلیم تهرانی

دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گردد

هیچ کس نیست بپرسد که کجا می‌گردد

جوهر آینه چون قبله‌نما مضطرب است

هوس او نه همین در دل ما می‌گردد

خاک ما داده به باد ستم و می‌گوید

چه غبار است که بر روی هوا می‌گردد

نیست آزادی‌ام امید که صیاد مرا

مرغ بسمل چو شد، از دست رها می‌گردد

همچو عنقا ز بس آوارهٔ عالم شده‌ایم

آسمان، گرد جهان از پی ما می‌گردد

آبروی تو چه کار آیدش ای دل، که فلک

آسیایی‌ست که از باد فنا می‌گردد

چون نویسم سخن از روزی خود، دست مرا

آستین تنگ‌تر از بند قبا می‌گردد

دلم از ذوق ثبات قدم خود در عشق

همچو پرگار به گرد سر ما می‌گردد

پی آوازهٔ هرکس چه دوی گرد جهان؟

همچو اعمی که به دنبال صدا می‌گردد

بد و نیک آنچه برای دگران می‌خواهی

همه چون تیر هوایی به تو وامی‌گردد

همچو شمع آتش سودای تو در سر داریم

گل چو پروانه به گرد سر ما می‌گردد

لذتی دیده سکندر مگر از عمر، سلیم؟

کاین همه در طلب آب بقا می‌گردد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حافظ

سر ِ سودای تو اندر سر ما می‌گردد

تو ببین در سر شوریده چها می‌گردد

هر که دل در خم ِ چوگانِ سرِ زلفِ تو بست

لاجرم گوی صفت بی سر و پا می‌گردد

هرچه بیداد و جفا میکند آن دلبرِ ما

[...]

صائب تبریزی

عقده چون وقت رسد عقده‌گشا می‌گردد

غنچه ممنون عبث از باد صبا می‌گردد

زنگ روشنگر آیینه ما می‌گردد

در پری‌خانه ما جغد هما می‌گردد

درد صاف از دل خوش‌مشرب ما می‌گردد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
سیدای نسفی

دل چو از پای فتد دست دعا می گردد

راهرو پیر شود راهنما می گردد

راستی را نبود هیچ زوالی به جهان

سرو اگر خشک شود باز عصا می گردد

آشنایی به جوانان نتوان کرد به زور

[...]

آشفتهٔ شیرازی

دل دیوانه ز زلفت چو رها می‌گردد

هست مرغی که ز کاشانه جدا می‌گردد

تا که مهر رخ تو شمع درونست مرا

مه چو پروانه به گرد سرما می‌گردد

لیک آن را که بود مهر تو با جان پیوند

[...]

رضاقلی خان هدایت

سرِّ سودای تو اندر سرِما می‌گردد

تو ببین در سرِ شوریده چه‌ها می‌گردد

هرکه دل در خَمِ چوگانِ سر زلف تو بست

لاجرم، گوی صفت بی سر و پا می‌گردد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از رضاقلی خان هدایت
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه