قاصد، دیگر به تو کم میرسد
نامه به مرغان حرم میرسد
هر سخنانی که مرا در دل است
بعضی از آنها به قلم میرسد
در ره شوقت ز پی رهروان
نقش قدم در دو قدم میرسد
ما و سفالین قدح خویشتن
دست که بر ساغر جم میرسد؟
جام می محفل خونیندلان
ز آبلهٔ دست، به هم میرسد
دست شهان چون ز کرم کوته است
دست که دیگر به کرم میرسد؟
دست به یاران نرسد گر سلیم
ما و ترا دست به هم میرسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات و تفکرات خود درباره عشق و ارتباط با معشوق میپردازد. او به قاصدی اشاره میکند که دیگر نمیتواند پیامش را به معشوق برساند و بیان میکند که برخی افکار و احساساتش به قلم میرسد. در پی عشق، از نقش قدم عشقورزان یاد میکند و از حال و هوای محفل خونین دلان سخن میگوید. همچنین، به فاصلهای که بین خود و معشوق ایجاد شده اشاره میکند و در نهایت تأکید میکند که اگر به یارانش دسترسی ندارد، همچنان برای وصال معشوق، امیدواری و انتظار دارد.
هوش مصنوعی: پیامرسان دیگر به تو دسترسی ندارد و نامهات به پرندگان حرم میرسد.
هوش مصنوعی: هر آنچه در دل دارم، فقط برخی از آنها موفق میشوند به نوشتار تبدیل شوند.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، مهرههای در این راه با قدمهای خود به فاصلهای نزدیک میشوند.
هوش مصنوعی: ما و ظرفهای سفالی که خودمان ساختهایم، کدام یک از ما میتواند دستش را به جام شراب جمشید برساند؟
هوش مصنوعی: جامی که در جمع عاشقان و دلشکستگان پر از درد و رنج است، از زخمهای عمیق زندگی به یکدیگر پیوسته و ارتباط برقرار میکند.
هوش مصنوعی: دست کسانی که در قدرت هستند به دلیل ویژگیهای خودشان کوتاه و ناتوان است؛ بنابراین، دیگران نمیتوانند از آنها به خوبی بهرهمند شوند یا امیدی به کمک و لطف آنها داشته باشند.
هوش مصنوعی: اگر دست ما به یاران نرسد، اما با تو در حالتی پاک و صاف، دستهایمان به هم میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.