هرکه افتاد ز پا، خاکنشین من بودم
هرکه آمد به زمین، نقش زمین من بودم
شوق، سرخیل صف اهل نیازم کرده ست
سجدهای هر که تو را کرد، جبین من بودم
راز خود کرد وصیت همه با من مجنون
بر سر او نفس بازپسین من بودم
آستانبوس رکاب تو، کرا قدرت بود
با تو آن روز که همخانهی زین من بودم
این زمان، غیر من آنجا همه کس ره دارد
یاد روزی که در آن بزم، همین من بودم
سعی من کردم و شد وصل، نصیب دشمن
دیگری صید تو کرد و به کمین، من بودم
هر کف خاک، به جولانگه شه میگوید
پیش ازین پادشه روی زمین من بودم
در چمن بود قیامت ز فغان دوش سلیم
بلبلان را چه گنه، باعث این من بودم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حالتی از عجز و فراق میپردازد و از نقش خود در دنیا و در زندگی دیگران سخن میگوید. او به گونهای دلتنگی و حسرتی عمیق را بیان میکند و خود را در جایگاه کسی میبیند که به خاطر عشق و نیاز به محبوب، دچار افت وخیز شده است. شاعر به این واقعیت اشاره میکند که در هر حالتی، چه در بالا و چه در پایین، خود را توأم با دیگران و در کنشهای زندگی آنها حس کرده و به نوعی به روزگاری که در آن با محبوب بود، یاد میکند. او از سعی و تلاشی که برای وصال محبوب داشته، سخن گفته و از نرسیدن به آن احساس ناچاری میکند. در نهایت، با توجه به فراق و درد درونیاش، از بلبلان و حالوهوای باغ یاد میکند و خود را به عنوان عاملی در ایجاد این حالات میداند.
هرکسی که از پا افتاد، کسی که خاکنشین شد، من بودم. هرکسی که بر زمین خورد، نقش زمین (کسی که افتاده یا نقشی که بر روی زمین است) من بودم.
شوق، باعث شد که من پرچمدار و جلودار صف اهل نیاز باشم. هرکسی که تو را سجده کرد، پیشانی او من بودم.
مجنون تمام رازهای خود را به من وصیت کرد. بر بالای سر مجنون، نفس آخر من بودم.
چه کسی قدرت این را داشت که به بلندای آسمان رکاب تو بوسه بزند؟ در همان موقعی که من همراه و همزین تو بودم.
ولی حالا در آنجا همه حضور دارند. یاد آن روزی بخیر که در آن جشن فقط من بودم.
من تلاش و کوشش کردم و وصل نصیب دشمن شد. دیگری تو را به چنگ آورد و کسی که به کمین بود، من بودم.
هر قسمتی از خاک، به شاه که درحال جولان دادن با اسب است، میگوید: «پیش از این پادشاه روی زمین من بودم.»
ای سلیم، در باغ و چمن دوش از فغان قیامتی بود و صدای بلندی به گوش میرسید. این صدا از بلبلان نبود بلکه باعث این اتفاق من بودم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر کرا رفت دل از دست حزین من بودم
هر که گردید غمین چین به جبین من بودم
نبرد نام من امروز کسی در بزمت
یاد روزی که دران حلقه نگین من بودم
دوش جولانگریت گرد برآورد از من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.