هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باش
چو آفتاب، سرافراز بی کلاهی باش
سواد کعبه چو بیرون ازین بیابان نیست
دوان چو برق ز دنبال هر سیاهی باش
صلاح کار خود از کف مده، حقیقت چیست
به ملک هند قدم چون نهی، سپاهی باش
همین بریدن آب از گلو، قناعت نیست
گلو بریده درین بحر همچو ماهی باش
به راه شوق مرا ضعف مانع است سلیم
ترا چو قوت رفتار هست، راهی باش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان آرزوها و ویژگیهای انسانی میپردازد. شاعر ابتدا به این نکته اشاره میکند که نباید مثل شمعی که در صبح میسوزد و از بین میرود، هلاک شد بلکه باید مانند آفتاب بیکلاه و سرافراز بود. او سپس به اهمیت حقیقت پرداخته و میگوید که باید در کارهایمان به حقیقت توجه کنیم و قدرت خود را بدانیم. در ادامه، شاعر بر این تأکید میکند که تنها بریدن آب از گلو کافی نیست و باید به عمق مسائل توجه شود. او به ضعف خود در راه شوق اشاره کرده و میخواهد که با قوت بخشیدن به خود، راهی را بیابد. در مجموع، شعر بر اهمیت رشد، حقیقتجویی و قوی شدن انسان تأکید دارد.
هوش مصنوعی: پایان تاج را به مانند شمع صبحگاهی نبین، بلکه به مانند آفتاب، با افتخار و بدون تزویر و نشانهای از قدرت باش.
هوش مصنوعی: در این دنیا مانند کعبه، جایی برای نیایش و حقیقت وجود ندارد. پس مانند برق، از پی هر تاریکی و بدی خارج شو و به دنبال روشنی و حقیقت بگرد.
هوش مصنوعی: هرگز موفقیت خود را به دست فراموشی نسپار و همواره به حقیقت توجه کن. وقتی که قدم در سرزمین هند میگذاری، باید با قدرت و نفوذ به میدان بیایی.
هوش مصنوعی: آب بریده شده از گلو نشاندهنده قناعت نیست؛ بلکه باید مانند ماهی که در دریا زندگی میکند، در این محیط و شرایط به زندگی ادامه داد و تلاش کرد.
هوش مصنوعی: در راه عشق، ضعف و ناتوانی مانع من شده است، ولی تو که در رفتار خود قوت و قدرت داری، باید راهی برای ادامه پیدا کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.