هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود
هر عنکبوت، ناقه ی لیلی نمی شود
ایمن بود ز هر خللی جوهر سخن
مضمون تازه، کهنه چون دعوی نمی شود
جام شراب و سیر گلستان چه فایده
خاطر به هیچ بی تو تسلی نمی شود
عیسی اراده داشت که اصلاح آن کند
خندید زخم تیغ تو، یعنی نمی شود!
کار مرا حواله به مژگان او کنید
زخمم رفو به سوزن عیسی نمی شود
یارب چه حالت است که مجنون سلیم شد
بیگانه از جهان و ز لیلی نمی شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی محدودیتها و دشواریهای عشق و مشکلات انسانی میپردازد. شاعر میگوید که همه چیز نمیتواند به همان شکل idealized (ایدهآل) تجلی پیدا کند و بیان میکند که برخی چیزها، مانند عشق یا هنر، نمیتوانند به راحتی به دست آیند. او به درد و رنجی که عشق به همراه دارد اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که بدون عشق معشوق، هیچ چیز تسلیدهنده نیست. در نهایت، شاعر پیوندی عمیق بین عشق و درد را به تصویر میکشد و نشان میدهد که برخی دردها نمیتوانند به سادگی توسط دیگران درمان شوند.
هوش مصنوعی: هر سنگ ریزه نمیتواند جلوهگر زیبایی خاصی باشد و هر عنکبوت هم نمیتواند بهانهای برای عشق و زیبایی نظیر لیلی شود.
هوش مصنوعی: جوهر سخن از هر نوع نقص و ایرادی در امان است، چرا که مضمون جدید دارد و مانند ادعای تکراری و قدیمی نمیشود.
هوش مصنوعی: شراب و زیباییهای گلستان چه ارزشی دارد؟ بدون تو هیچ چیز نمیتواند آرامشبخش دل باشد.
هوش مصنوعی: عیسی خواست که اوضاع را بهتر کند، اما زخم تیغ تو باعث شد که او بخندد و بگوید این کار ممکن نیست!
هوش مصنوعی: من پارهای از درد و مشکلاتم را به نگاه و مژگان او بسپارید، زیرا زخمهای من با معجزه نمیتواند خوب شود.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، چه حالتی است که مجنون به خاطر عشق لیلی از دنیا و زندگی خود جدا شده و با این حال، هنوز نتوانسته به او برسد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.