گنجور

 
سلیم تهرانی

ابر چشمم چون به عزم گریه دامان بشکند

خنده در زیر لب گل های خندان بشکند

خانه زاد عشقم، از آشوب دورانم چه باک

موج را کشتی کی از آسیب طوفان بشکند

عشق تأثیری ندارد در تو ای راحت پرست

از دل سخت تو ترسم تیغ مژگان بشکند

این گلستان را ز بس آب لطافت داده اند

رنگ گل از آفتاب روی خوبان بشکند

جان بده اول سلیم، آن گه قبول عشق کن

عهد را هرکس که آسان بست، آسان بشکند

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

چند حرف بوسه او بر لب جان بشکند؟

چند جامم در کنار آب حیوان بشکند؟

از شکست دل نشد کم هیچ شور گریه ام

کی به یک کشتی شکستن خشم طوفان بشکند؟

بیدل دهلوی

از قضا بر خوان ممسک‌ گر کسی نان بشکند

تا قیامت منتش بی‌سنگ دندان بشکند

راحت اهل وفا خواهی مخواه آزار دل

تا مباد این شیشه بزم می‌پرستان بشکند

اینچنین‌کز عاجزی بی‌دست و پا افتاده‌ایم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
آذر بیگدلی

آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند

عهد را مشکل ببندد، لیک آسان بشکند

آنکه بر زندان‌نشین مصر، بندد روز در

شب به حکم عشق آید، قفل زندان بشکند

می‌کشند از سینه‌ام تیر تو را یاران و، دل

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه