ما چشم به لطف جم و کاوس نداریم
بر دامن لب، گرد زمین بوس نداریم
در پیش رود رایت مردانگی ما
چتر از عقب خویش چو طاووس نداریم
رسوایی عالم همه از عشق کشیدیم
با ما چه توان کرد که ناموس نداریم
ما را به جهان نیست پناهی ز حوادث
شمعیم که در بادیه فانوس نداریم
آرام ضرور است سلیم، اندکی آرام
افسوس نداریم، صد افسوس نداریم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عدم وابستگی به دیگران و قدرت خود اشاره میکند. او اعلام میکند که چشم به کمک دیگران ندارد و به خود اعتماد دارد. همچنین به رسواییهای ناشی از عشق و نداشتن حامی در دنیای پر از حوادث اشاره میکند. او از نداشتن آرامش و افسوسهایی که به خاطر بیپناهی و مشکلهای زندگی دارد، صحبت میکند. در نهایت، بر ضرورت آرامش و تحمل در مشکلات تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ما به مهربانی تاجران و پادشاهان امیدی نداریم و بر لبان کسی که دوست داریم، گردی از زمین نمیگذاریم.
هوش مصنوعی: ما در مسیر زندگی خود، مانند یک طاووس با دمی زیبا از پشت خود، چیزهایی برای نمایش نداریم؛ بلکه با پیشروی و افتخار به جلو، و رایت مردانگی را به دوش میکشیم.
هوش مصنوعی: ما از عشق به خود رسوایی آوردیم و حالا نمیدانیم چه اقدامی باید انجام دهیم، زیرا ما اصول و قوانین خاصی نداریم که به آنها پایبند باشیم.
هوش مصنوعی: ما در این جهان به هیچ پناهی از مشکلات و سختیها تکیه نداریم؛ مانند شمعی هستیم که در بیابان، بدون چراغ و نور هستیم.
هوش مصنوعی: آرامش برای شخص سالم الزامی است، ولی ما حتی در اندک آرامشی هم جای افسوس داریم. افسوس که این آرامش را نداریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.