به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
نمیخواهم گل از کس، تا به داغی دسترس دارم
درای محمل نازم، به حسن صوت مشهورم
ز شوق نالهای، صد کاروان از پیش و پس دارم
گلستان ترا ای باغبان غارت نخواهم کرد
به یک گل میشوم راضی، که مرغی در قفس دارم
شب وصل است و بیم غمزهاش آشفتهام دارد
که بزم میگساری بر سر راه عسس دارم
دلم از گفتگوی پندگویان تیره میگردد
گل آیینهام، کی طاقت باد نفس دارم
ز بال خود دو ترکش بستهام دایم که از همت
سر تسخیر ملک دام و اقلیم قفس دارم
درین گلشن سلیم از روشناسان کس نمیبینم
چو گل آیینهٔ خود چند پیش خار و خس دارم؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از لذتهای زندگی و عشق سخن میگوید. او با بیان اینکه از شراب ناب و درد دل شاد است، به دنبال خوشیهای دنیا میباشد و نمیخواهد به گلهای دیگر نظر کند، زیرا به محبوب خود دسترسی دارد. شاعر از صدای خوش و زیبایی خود صحبت میکند و بیان میکند که عاشقانههایش بر دلش تاثیر میگذارد. او همچنین از ترس جدایی و غم عشق صحبت میکند و میافزاید که در کنار زیباییها، رنج و سختی نیز وجود دارد. در نهایت به تنهایی و ناکامی در عشق اشاره میکند و میگوید که در این دنیا از زیباییها بهرهمند نیست و همچنان در انتظار محبوب است.
هوش مصنوعی: در جام من شرابی خالص و دلشکستهای جاری است، میخواهم از این احساسات تلخ بهره ببرم و از هیچ کس گل و شادی نمیخواهم، چون به تلخی و درد نزدیکتر هستم.
هوش مصنوعی: من در دل این محفل زیبا و دلنشین عاشقانهای دارم، صدایم به قدری خوش است که همگان آن را میشناسند. از شدت شوق و احساس، نالهای در دل دارم که مثل کاروانی از عشق و احساسات من، در جلو و عقب من حرکت میکند.
هوش مصنوعی: ای باغبان، من به باغ تو آسیبی نخواهم زد و فقط با یک گل راضی میشوم، چرا که مرغی در قفس دارم و به همین خاطر قانع هستم.
هوش مصنوعی: امشب شب وصال است و من به خاطر زیبایی که نگاهش را میدزدید، نگران و مضطرب هستم، چرا که در این بزم میگساری، در برابر نگهبانان، باید احتیاط کنم.
هوش مصنوعی: دلم به خاطر صحبتهای نصیحتگونه و تلخ بعضیها ناراحت میشود. گل زیبای من، چه زمانی میتواند در برابر طوفانها و نفسهای سخت مقاومت کند؟
هوش مصنوعی: من همیشه دو آذوقه و تجهیزات در بال خود دارم تا با ارادهام به فتح و تسخیر سرزمینها و عرصههای جدید بپردازم.
هوش مصنوعی: در این باغ آرام و زیبا، از روشنفکران و روشنیبخشانی چیزی نمیبینم. مانند گلی که در آینهاش خود را میبیند، من هم قبل از آنکه با خار و علفهای زشت مواجه شوم، در نظر دیگران چه وضعیتی دارم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نگارا با رخ خوبت نه من تنها هوس دارم
برای شکری چون تو چو خود چندین مگس دارم
سعادت درد عشق تو بصاحب دولتان بخشد
مرا آن بخت خود نبود ولیکن این هوس دارم
بهای گوهر وصلت نباشد پادشاهانرا
[...]
چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم
به هر شاخی ترنج آفتابی پیش رس دارم
نه ذوق نالهام بیتاب دارد نه غم محمل
هوای پایبوس ناله فرمای جرس دارم
پر پروانهام در حسرت پرواز گم بادا
[...]
ملامت چون کنم اهل هوس را، کز گل رویت
چو می بینم، هوس در دل زیاد از بوالهوس دارم
خدا داند که بعد از پختگی دستم رسد یا نه
به باغ وصل، رو بر میوه های نیمرس دارم
من آن باغ خزان فرسوده ام در کشور هستی
[...]
چو صبح از آفتابی طلعتی یک دم هوس دارم
برآید کام من شاید بکوشم تا نفس دارم
تمنّای گلستانم نگیرد دامن رغبت
که من شاخ گلی با خود ز هر چوب قفس دارم
ز شاخ همّتم با دست کوته میل گلچینی است
[...]
نگه در دیده مانند گلی در دام خس دارم
نفس در سینه همچون عندلیبی در قفس دارم
سرشکم برده هر جا پاره دل لاله می کارد
ندارم لاله زار گریه دشت پر جرس دارم
به کس هرگز نیفتاده است کارم عشق را نازم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.