حکایت لب او همچو قند مشهور است
حدیث غمزه ی مشکل پسند مشهور است
هلال، مصرع خود را به او چه می سنجد
که ابروی تو چو بیت بلند مشهور است
به دشت صید نگردیده، یک شکار نماند
که صیدپیشه به تیغ و کمند مشهور است
خراب محفل عشقم که چون شرار درو
به خانه زادی آتش، سپند مشهور است
سلیم چشم وفا داشتن ز عمر خطاست
که بی وفایی این نالوند مشهور است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییها و جذابیتهای محبوبش میپردازد و آن را با عناصر مختلفی مقایسه میکند. لب و غمزهٔ محبوبش از شهرت بالایی برخوردارند و ابرویش به بیت بلند و زیبا تشبیه شده است. شاعر به چالاکی و شجاعت صیدپیشه در شکار اشاره میکند و از آتش عشقش که محیط را خراب کرده یاد میکند. در نهایت، شاعر به وفای عاشقانه اشاره دارد و میگوید که انتظار داشتن وفا از عمر بیفای خود خطاست.
هوش مصنوعی: لبان او مانند قند، زبانزد خاص و عام است و داستان نگاهش که سختپسند است، هم بسیار معروف و مشهور است.
هوش مصنوعی: هلال به چه چیزی میتواند خود را مقایسه کند در حالی که ابروی تو به اندازه یک بیت بلند و معروف است؟
هوش مصنوعی: در دشتهایی که هیچ شکار تازهای باقی نمانده، کسی که مهارت در شکار دارد و با ابزارهای خود به خوبی کار میکند، شناخته شده و معروف است.
هوش مصنوعی: به محفل عشق من که مانند شعلهای میسوزد، با ورود تو، آتش عظیمی به منزلت میافزاید و نام من در تاریخ به ثبت میرسد.
هوش مصنوعی: داشتن چشم سلیم و وفادار در عمر، خطا است زیرا بی وفایی و عدم وفا در این دنیا مشهور و شناخته شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.