دلم چو لاله در اطراف باغ میرقصد
جنون ز بوی گلم در دماغ میرقصد
اصول دایرهٔ روزگار خارج نیست
به مجلسی که چو مستان ایاغ میرقصد
ز شیونی که کنم، بخت من چه غم دارد
چو عندلیب کند ناله، زاغ میرقصد
چراغ دیده از او گشت روشن و از ذوق
مژه به دیده چو دود چراغ میرقصد
سماع من بود از اضطراب عشق سلیم
سپند آتش، کی از فراغ میرقصد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، هیجان و شوری را که در دلش به خاطر عشق وجود دارد، به زیبایی وصف میکند. او احساساتش را به گل و لاله تشبیه میکند و میگوید که بوی گل او را به جنون میکشاند. همچنین به تکرار و دورانی که در زندگی وجود دارد اشاره میکند و بیان میکند که در مجالسی که شبیه به حال مستی هستند، همراه با دیگران به شادی میرقصند. شاعر از نالههایی که در دلش به وجود میآید شکایت میکند و میگوید که عشقش مانند شعله روشنایی او را روشنی میبخشد. در نهایت، او میگوید که تأثیر عاشقانهاش مانند آتش در حال رقصیدن است.
هوش مصنوعی: دل من مانند لالهای است که در اطراف باغ به رقص درآمده و این نشانهای از دیوانگی ناشی از بوی گل است که در ذهنم میچرخد.
هوش مصنوعی: زندگی و اتفاقات آن از دایرهای خاص خارج نمیشود، مثل مجلسی که در آن مستها به رقص و شادی مشغولند.
هوش مصنوعی: از غمها و نالههایی که برمیآورم، شانس من چه نگرانیای دارد؟ چون وقتی بلبل آواز سر میدهد، زاغ هم میرقصد و شادی میکند.
هوش مصنوعی: چشمانم به لطف او روشن شد و از خوشحالی، مژههایم به حالت رقص در آمدهاند، مانند دودی که از چراغ بلند میشود.
هوش مصنوعی: صدای من از هیجان عشق همانند شعله آتش است. چگونه میتواند از دوری محبوب برقصید؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.