خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسند
بر دل خسته ی مرهم طلبان الماسند
بود آلوده تن اهل ریا چون ماهی
غوطه زن گرچه به دریا همه از وسواسند
چیست در قید فلک حال خلایق، دانی؟
مور چندی که گرفتار طلسم طاسند
راحتی نیست چه در مرگ و چه در هستی ما
کفن و جامه همه از سر یک کرباسند
سوی ایران نتوانم روم از هند، سلیم
تیره بختان همه جا در گرو افلاسند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نقد خودپرستی و خداشناسی نادرست پرداخته و به وضعیت ریاکاران اشاره میکند. شاعر به زندگی گرفتار انسانها در دنیای مادی و مشکلات آنها اشاره دارد و همچنین به ناامیدی و فلاکت عمومی میپردازد. او از دشواریهای زندگی و مرگ میگوید و به این نکته میپردازد که آرامشی در زندگی و مرگ وجود ندارد. در نهایت، شاعر از تیرهبختی مردم و عدم توانایی در رهایی از این مشکلات سخن میگوید.
هوش مصنوعی: خودپرستان مانند بتها هستند و خدا را نمیشناسند. بر دلهای خسته و دردمند، مانند الماس میدرخشند.
هوش مصنوعی: تن افرادی که به ریا و تظاهر مشغولند، مانند ماهیانی است که در آب شنا میکنند؛ هرچند که همه آنها به خاطر وسواس خود در دریا به سر میبرند.
هوش مصنوعی: در چه وضعیتی است حال انسانها در این جهان، آیا میدانی؟ مانند موری که مدتی در دام طلسم یک ظرف قرار دارد.
هوش مصنوعی: در زندگی و مرگ هیچ آرامشی وجود ندارد، زیرا همه ما از یک ماده ساخته شدهایم و سرنوشتمان یکسان است.
هوش مصنوعی: نمیتوانم از هند به ایران بروم، زیرا همه افراد بدشانس در هر جا گرفتار فقر و تنگدستی هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.