گنجور

 
سلیم تهرانی

ترک من کز بزم می گلرنگ می‌آید برون

همچو شمشیر از برای جنگ می‌آید برون

رسم خونریزی به دست و تیغ او زیبنده است

این حنا از دست او خوش‌رنگ می‌آید برون

هیچ کس از صحبت آشفتگان خوشدل نرفت

مور از ویرانه‌ام دلتنگ می‌آید برون

نیست آسان ساغر عشرت گرفتن از فلک

بادهٔ ما همچو لعل از سنگ می‌آید برون

بس که گشتم ناتوان، هرگاه می‌نالم سلیم

ناله‌ای گویی ز تار چنگ می‌آید برون

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
نظام قاری

در بدخشان لعل اگر از سنگ می‌آید برون

آب رکنی چون شکر از تنگ می‌آید برون

پیش درزی جامه کز تنگ می‌آید برون

چند تنقیصم دهد از سنگ می‌آید برون

یادم آرد ار برآن نرمدست چون حریر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نظام قاری
صائب تبریزی

گر بنالم خون ز چشم سنگ می‌آید برون

ور بگریم خار و گل یکرنگ می‌آید برون

هر طرف دیوانه خوش طالع من می‌رود

کودکی با دامن پر سنگ می‌آید برون

فارغ است از خودنمایی جوهر اقبال ما

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه