به قدر جرم برد هرکسی ز رحمت حظ
ز لطف حق کند ابلیس در قیامت حظ
بر آن سرم که به دیوانگی زنم خود را
که بی جنون نتوان کرد از محبت حظ
برای پرسشم ای همنشین چو آمده ای
ببند لب که ندارم من از نصیحت حظ
بر استخوان هلال است چشم من دایم
ز بس که همچو هما دارم از قناعت حظ
نه از جنون و نه از عقل، در جهان ما را
نشد چو آینه حاصل به هیچ صورت حظ
سلیم مصلحت خویش در جنون دیدم
به کوی عشق ز بس دارم از ملامت حظ


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به بررسی موضوع عشق و جنون میپردازد و بیان میکند که هر کس به اندازهٔ گناه خود از رحمت الهی بهره میبرد. او از این میگوید که برای رسیدن به عشق حقیقی، باید جان خود را به جنون بسپارد و از نصیحتها طفره برود. همچنین شاعر به قناعت و عدم وابستگی به عقل اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که در دنیای عشق، حقیقت خود را در جنون مییابد و از ملامتهای دیگران نیز رهایی میجوید.
هوش مصنوعی: هر فرد به اندازهای که در زندگی خود گناه کرده، از رحمت خدا بهرهمند خواهد شد. در روز قیامت، حتی ابلیس نیز سهمی از این لطف الهی خواهد داشت.
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم به شدت و دیوانهوار به عشق ورزیدن ادامه دهم، زیرا بدون جنون و شیدایی نمیتوان از محبت بهرهمند شد.
هوش مصنوعی: ای همصحبت، وقتی که آمدهای، بهتر است سکوت کنی چون من از نصیحت و توصیه چیزی به دست نمیآورم.
هوش مصنوعی: چشم من همیشه به نشانه و علامت بر روی استخوان هلال است و به خاطر قناعتی که دارم، مانند پرندهای خاص به نام هما، بهرهای از آن میبرم.
هوش مصنوعی: نه به خاطر دیوانگی و نه به خاطر عقل، در این دنیا ما نتوانستیم به مانند آینه به هیچ شکلی بهرهای ببریم.
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتم که در حالت جنون و عشق، به دنبال مصلحت خود باشم، چرا که از سرزنش دیگران لذت زیادی میبرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.