مباد آن دم که از ما رنجه گردد آشنارویی
شکست از سنگ ما بر ساغر چینی رسد مویی
درین نخجیرگاه افلاک را بنگر سراسیمه
که شد گنبدزنان، گویی گریزان خیل آهویی
پریشانگوست بر یاد سر زلف سیاه او
زبانم همچو آن خامه که باشد بر سرش مویی
شکوه از جود حاصل می شود ارباب دولت را
ندارد رتبه حرفی هم که آن را نیست پهلویی
فلاخن وار دارند این حریفان را که می بینی
برای باد سنجیدن، همه سنگ و ترازویی
هوس چون شیر بر اطراف آن سیمین بدن گردد
که زیر دامن او دیده نقش پای آهویی
حریفان از دکانداری شکار مدعا کردند
همای کلک ما نبود چو شاهین ترازویی
به عزم آستان دوست می خواهم سلیم امشب
زنم همچون کبوتر از حریم کعبه یاهویی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و اضطراب ناشی از فاصله و انتظار بین عاشق و معشوق میپردازد. شاعر از نگرانی و رنجی که ممکن است عشق و دوستی برای دیگری به همراه داشته باشد، سخن میگوید. او به زیباییهای معشوق و قدرت جاذبهای که دارد، اشاره میکند و از دلخوشیهای ارتباط با او یاد میکند. در نهایت، شاعر ابراز میکند که در پی نزدیکی به محبوب است و میخواهد با تمام وجود به سمت او برود. این شعر، ترکیبی از زیباییشناسی و احساسات عمیق انسانی است.
هوش مصنوعی: مبادا روزی بیافتد که دوستی از ما دلگیر شود، زیرا اگر این اتفاق بیفتد، حتی یک تار موی آن دوستی هم بر ظرف چینی ما خواهد افتاد و این برای ما دردناک خواهد بود.
هوش مصنوعی: در این مکان، به آسمان نگاه کن که چگونه با عجله و هیجان در حال حرکت است، مانند اینکه گویی گروهی از آهوها در حال فرار هستند.
هوش مصنوعی: احساسات من تحت تأثیر یاد آن زن با موهای سیاه قرار گرفته و در این حالت، زبانم به مانند قلمی است که بر سر آن موهایی وجود دارد، یعنی نمیتواند آنچه را که در دل دارد به خوبی بیان کند و از بیقراریاش حکایت میکند.
هوش مصنوعی: شکایت و گلایهای از بخشندگی و generosity است که به دست ارکان قدرت و ثروت نمیرسد، چرا که کلام و سخنانش در شأن و مقام او نیست و هیچ گونه همسطحی ندارد.
هوش مصنوعی: این افراد مانند فلاخن (پرتابگر سنگ) عمل میکنند و در حال سنجیدن باد هستند. همهی آنها سنگ و ترازوی خود را آماده دارند.
هوش مصنوعی: هوس مانند شیری است که در اطراف بدنی نقرهای در حرکت است، بدنی که زیر دامن او نقش پای آهویی مشاهده میشود.
هوش مصنوعی: رقیبان در جستجوی موفقیت تلاش کردند، اما نتوانستند به اهداف ما برسند، زیرا توانایی ما مانند شاهینی است که در ترازوی برتری قرار دارد و همیشه در اوج است.
هوش مصنوعی: به قصد نزدیک شدن به دوست، امشب میخواهم مانند کبوتر به آرامش برسم و از حریم کعبه دور نشوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر از زلف پریشانت صبا بر هم زند مویی
برآید زان پریشانی هزار افغان ز هر سویی
به بوی زلف تو هر دم حیات تازه مییابم
وگرنه بیتو از عیشم نه رنگی مانْد و نه بویی
به یاد سرو بالایت روان در پای تو ریزم
[...]
بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی
چو شعری نور افشانی و زان اشعار برگویی
به جان جمله مردان به درد جمله بادردان
که برگو تا چه میخواهی و زین حیران چه میجویی
از آن روی چو ماه او ز عشق حسن خواه او
[...]
هزارت دیده میبینم که میبینند هر سویی
دریغ آید مرا باری به هر چشمی چنان رویی
چو کار افتاد با بختم نهفتی روی و موی از من
به بختِ من ز مستوری فرو نگذاشتی مویی
نمیارزد بدان خونم که ساعد را بیازاری
[...]
دلا چون در خم چوگان عشق دوست چون گوئی
اگر ضربت زند شاید که از خدمت سخن گوئی
اگر کشتن بود کامش ترا باید شدن رامش
نخواهی جستن از دامش که او شیر و تو آهوئی
ز جام عشق اگر مستی بشو دست از غم هستی
[...]
ندارم یاد خود را فارغ از عشق بلاجویی
چو داغ لاله دایم در نظر دارم پریرویی
به برگ سبز چون خضر از ریاض جان شدی قانع
به خون رنگین چو شاخ گل نگردی دست و بازویی
ازان در جیب گل بسیار بیدردانه می ریزی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.