از بهار وصلم امشب جیب و دامان پر گل است
از رخش چون غنچه چشمم تا به مژگان پر گل است
ما به چشم و خضر با پا می رود ره را، ولی
پای او پر خار و چشم ما اسیران پر گل است
چار فصل این گلستان را ندانم نام چیست
این قدر دانم که باز اطراف بستان پر گل است
ساکن بیت الحزن را موسم گلگشت شد
کز نسیم پیرهن صحرای کنعان پر گل است
خارخار دل درین موسم فزون باشد سلیم
هر که را چون غنچه دامن تا گریبان پر گل است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به زیبایی و طراوت بهار و گلها اشاره میکند و احساس شادی و سرزندگی ناشی از وصال محبوب را توصیف میکند. او میگوید که چشم و دلش به زیبایی دنیای گل و رنگ آراسته است، در حالی که مسیر عشق چالشهایی دارد. شاعر همچنین به نماد گلستان و فضای بهاری اشاره میکند که در آن قلبها و دلها همچنان با ناامیدی و ترس از خارها مواجهاند. در نهایت، او بر اهمیت این فصل پر از گل و زیبایی تأکید دارد و نشان میدهد که همواره فضای دلتنگی و غم وجود دارد، حتی در زیباییهای بهار.
هوش مصنوعی: امشب به واسطهٔ وصال و دیدار محبوب، جیب و دامانم پر از گل است. چشمانم که مانند غنچهای زیباست، با مژههای پر از گل، جلوهای خاص دارد.
هوش مصنوعی: ما با چشمی مثل چشم خضر و با پای خود به راه میرویم، اما پای او پر از خارهاست و چشم ما، مانند اسیرانی، در میان گلها گرفتار است.
هوش مصنوعی: چهار فصل این گلستان را نمیدانم نامش چیست، فقط میدانم که اطراف باغ پر از گل است.
هوش مصنوعی: شخصی که در محل غم و اندوه زندگی میکند، حالا وقتی بهار و لطافت هوا آمده، جای خوشی و سرسبزی شده است. در این هوای خوش، نسیم خنکی میوزد که بو و لطافت دشت کنعان را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: در این فصل، دلها پر از درد و رنج است. تنها کسی که میتواند در این شرایط آرامش داشته باشد، کسی است که مانند غنچه، وجودش پر از زیبایی و لطافت است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.