از کوی عشقت ای بت دلجوی دیگران
رفتم که جا کنم به سر کوی دیگران
چون بینمت به غیر، که دیدن نمی توان
تیر ترا نشسته به پهلوی دیگران
در مذهب دلم که سجود تو می کند
محراب کج بود خم ابروی دیگران
لاف از نسب مزن که به مانند آینه
آدم نمی شود کسی از روی دیگران
در عاشقی چه فیضی ببیند ز دل سلیم؟
تعویذ خویش بسته به بازوی دیگران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر حسرت و عشق شاعر به معشوقهای است که دور از دسترس او قرار دارد. او از کوی عشق و محبت آن معشوقه رفته و به دنبال جای دیگری میگردد، اما در نهایت نمیتواند غیر از او را ببیند و حتی به دیدن دیگران هم راضی نیست. شاعر احساس میکند که عشق و عبادت واقعی او تنها برای معشوقهاش است و به دیگران اهمیتی نمیدهد. او به این نتیجه میرسد که هیچ کس نمیتواند به اندازه خود او به حقیقت عشق برسد و عشق واقعی غیر ممکن است اگر از او دور باشی. احساسی از ناکامی و توکل به عشق خالص در این اشعار موج میزند.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، ای زیبای دلنواز، از مسیر دیگران دور شدم تا جایی در سرزمین دیگری پیدا کنم.
هوش مصنوعی: وقتی تو را با دیگران میبینم، نمیتوانم تو را ببینم، زیرا تیر عشق تو در دل من نشسته است و تنها به تو فکر میکنم.
هوش مصنوعی: در دل من، جایی که برای تو سجده میکند، معبدی وجود دارد که به خاطر خم ابروی دیگران، ناهماهنگ و کج است.
هوش مصنوعی: به خود نبال و به دیگران افتخار نکن، زیرا همان طور که آینه نمیتواند نشاندهنده واقعی شما باشد، هیچکس نمیتواند فقط به خاطر نسبت و نسب دیگران به ارزش واقعی دست یابد.
هوش مصنوعی: در عشق، دل پاک و بیریا چه بهرهای میتواند ببرد؟ وقتی که انسان به جای تکیه بر خود، به حمایت و کمک دیگران اتکا کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.