دو روز عمر که خواه و نخواه می گذرد
چنان که می بری آن را به راه، می گذرد
هزار تفرقه از گریه در دل است مرا
چو آن دهی که از آنجا سپاه می گذرد
دوند سوی خیابان به دیدنش گل ها
چو کوچه ای که ازان پادشاه می گذرد
نگاه کوته اگر اوفتاده، مژگان بین
که همچو غنچه ز طرف کلاه می گذرد
ز باد صبح، محیط کرم به موج آمد
پیاله گیر که وقت گناه می گذرد
سلیم می گذرد هرچه هست در عالم
ولی ببین به چه روز سیاه می گذرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع گذر زمان و تأمل در زندگی میپردازد. شاعر اشاره دارد که عمر انسان به سرعت میگذرد، خواه بخواهیم یا نه. او احساسات درونی خود را بیان میکند که از گریه و جدایی ناشی میشود و به زیباییهایی که در زندگی وجود دارد، مانند گلها و چشمهای معشوق، اشاره میکند. شاعر به تأثیر باد صبح و لحظههای گناه نیز پرداخته و در نهایت به سیاهی روزگار اشاره میکند که بر همه چیز سایه افکنده است. در کل، شعر به تضاد بین زیبایی و غم در زندگی و گذر سریع زمان میپردازد.
هوش مصنوعی: دو روز عمر میگذرد، چه بخواهی، چه نخواهی. به همان شکلی که تو آن را انتخاب میکنی، ادامه پیدا میکند.
هوش مصنوعی: دل من پر از درد و اندوه است، مانند هزار تفرقه و جدایی که ناشی از گریه است. وقتی که تو به من توجه کنی و از آنجا که سپاه میگذرد، همه این غمها از بین خواهد رفت.
هوش مصنوعی: در خیابان دوندگان به سمت او میروند، همچنان که گلها در کوچهای که پادشاه از آن عبور میکند، صف کشیدهاند.
هوش مصنوعی: اگر نگاه کسی محدود باشد، باید به مژگان او توجه کرد که مانند غنچهای از زیر کلاه خارج میشود.
هوش مصنوعی: از وزش صبحگاهی، فضای لطیفی ایجاد شده است. پیاله را بگیر، چون زمان برای گناه کردن در حال گذر است.
هوش مصنوعی: سلیم با آرامش از کنار هر چیزی که در جهان وجود دارد عبور میکند، اما ببین چگونه در روزی تاریک و غمگین گذران زندگی میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.