کجاست عشق که آتش فروز آه شود
مرا به چشمه ی تحقیق، خضر راه شود
هلاک مشرب آنم که پاره ی نمدی
اگر ز خرقه زیاد آیدش، کلاه شود
دهد به خلوت دل وعده ی وصال مرا
هزار حیف، کسی نیست تا گواه شود!
به رنگ اخگر کشمیر، روی خود را چند
کنیم زآتش می سرخ و او سیاه شود
ز خاک بر سر خود ریختن چو چاه کنان
اسیر عشق به هرجا نشست، چاه شود
ز بس رجوع خلایق، سلیم نزدیک است
که راه خانه ی درویش، شاهراه شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به جستجوی عشق و حقیقت میپردازد. او از آتش عشق صحبت میکند که میتواند آدمی را به سوی معرفت هدایت کند. به نظر میرسد شاعر به نوشیدن از چشمهی حقیقت علاقهمند است و از مشرب عشق یاد میکند که در آن حتی یک پاره نمد هم میتواند نشانهای از خدایی در لباس انسان باشد. او به خلوت دل وعدهی وصالی میدهد که کسی نیست تا آن را گواهی کند. در ادامه، شاعر به رنگ و شمایل عشق اشاره میکند و از چهرهی زیبا و سیاه عشق میگوید. در نهایت، او بیان میکند که عشق میتواند انسان را به عمق چاهها و خطرات بکشاند، اما در عین حال راهی به سوی حقیقت و سادگی درویش را نیز نمایان میکند.
هوش مصنوعی: عشق کجاست که آتش وجودم را دردمند کرده و به سرچشمهی حقیقت، راهنمایی شود که مانند خضر، راه را برایم پیدا کند؟
هوش مصنوعی: من به گونهای هستم که اگر حتی قطعهای کوچک از نمد بر روی لباسم بیفتد، به شدت ناراحت میشوم.
هوش مصنوعی: دل در تنهاییاش وعده وصالی را میگیرد، ولی افسوس که کسی نیست تا شاهد این عشق و انتظار باشد!
هوش مصنوعی: اجازه بده با رنگی شبیه به رنگ آتش دلم را تزئین کنم؛ چرا که در این بین، ممکن است چهرهام از شدت حرارت به سرخی برسد و او در مقابل، سیاه و تاریک شود.
هوش مصنوعی: کسانی که به خاطر عشق به هر جا میروند، مانند چاهکنی هستند که خاک را بر سر خود میریزد و هر جایی که بایستند، به نوعی چاه میشود.
هوش مصنوعی: به دلیل مراجعه مکرر مردم، سلیم به این نتیجه نزدیک شده که مسیر خانهی درویش به شاهراه تبدیل خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سزد چو جلوه حسنت نظارهخواه شود
که صد حیات خضر صرف یک نگاه شود
برد خجالت اگر مدعی بود یوسف
برای دعوی حسنت چو خط گواه شود
دلم برای تو خون و به غیرتم که مباد
[...]
کجاست سایه که هستیش دستگاه شود
حساب ما چقدر بر نفس کلاه شود
مگر عدم برد از سایه تیرگی ورنه
چه ممکن است که بیگاه ما پگاه شود
شکست دل نشود بیگداز عشق درست
[...]
نگاه بر رخ خوبان اگر گناه شود
مرا بهل که به رویت همی نگاه شود
اگر که پر هما نیست زلف تو از چیست
به فرق هر که زندسایه پادشاه شود
تو را چو طره سیاه است وچشم ومژه سیاه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.