مطرب از دستت گر آید، ناخنی بر چنگ زن
من بر آتش می زنم خود را، تو بر آهنگ زن
نسبتی با مشرب پروانه گر داری بس است
گر نباشد آتشی، بر آب آتش رنگ زن
بلبلان با هم نمی دانند غیر از دوستی
گل تمام عمر گو ناخن برای جنگ زن
شکوه ی احباب را پوشیده نتوان داشتن
گر به دستت شیشه گردد راستی، بر سنگ زن
زین گلستان برگ سبزی خود به کف ناید سلیم
همچو اوراق چمن، آیینه را بر سنگ زن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تمایلی انسانی به ارتباطات عمیق و زیباییهای زندگی میپردازد. شاعر به «مطرب» اشاره دارد و بر اهمیت موسیقی و هنر در زندگی تاکید میکند. او از آتش و آهنگ به عنوان نمادهای احساس و زندگی استفاده میکند و نشان میدهد که دوستی و محبت در میان بلبلان و گلها برقرار است. همچنین، بر این نکته تاکید میکند که زیبایی و شکوه دوستی را نمیتوان پنهان کرد و در نهایت به ارزش زندگی و ارتباطات انسانی اشاره میکند که مانند برگها باید با دقت و زیبایی در کنار هم قرار گیرند.
هوش مصنوعی: اگر نوازنده از دست تو برآید، با ناخنی به تارها ضربه بزن. من خود را در آتش میزنم، تو به نغمه سرایی ادامه بده.
هوش مصنوعی: اگر با روح و احساسات پروانه رابطهای داشته باشی، همین کافیست؛ حتی اگر آتش نباشد، میتوانی آب را به رنگ آتش درآوری.
هوش مصنوعی: پرندگان عاشق فقط به دوستی با گلها میاندیشند و در طول زندگی خود به جز این، چیزی نمیدانند. پس بهتر است که برای مبارزه، خنجر را تیز کنند.
هوش مصنوعی: شکایت یا گلایهی دوستان را نمیتوان پنهان کرد. اگر راست بگویی و صداقت داشته باشی، با وجود لطافت و شکنندگیات، باید محکم و قوی از خود دفاع کنی.
هوش مصنوعی: از این گلستان، تنها برگ سبزی به دست نخواهد آمد. سلیم، مانند برگهای چمن است؛ بنابراین، آیینه را بر سنگ بزن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.