گنجور

 
سلیم تهرانی

در وادی وفا ره و رفتار نازک است

چون رنگ گل، طبیعت هر خار نازک است

شرم تو کرده با همه کس آشنا ترا

چون برگ لاله، روی تو بسیار نازک است

می بایدم ز کوچه ی سنگین دلان گذشت

با شیشه ای که چون دل بیمار نازک است

خود را به پیری از غم عالم نگاه دار

از گل رسد قصور چو دستار نازک است

وصف متاع خویش مکن هر نفس سلیم

خاموش باش، طبع خریدار نازک است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

ای دل تصور کمر یار نازک است

باریک شو که رشته این کار نازک است

دل شاخ شاخ گشت درین کار شانه را

پرداز زلف و کاکل دلدار نازک است

تا ماجرای شانه و زلفش کجا رسد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
بیدل دهلوی

از بس قماش دامن دلدار نازک است

دستم ز کار اگر نرود کار نازک است

از طوف گلشنت ادبم منع می‌کند

کیفیت درشتی این خار نازک است

تا دم زنی چو آینه گردانده است رنگ

[...]

افسر کرمانی

روی و لب و تن و ذقن یار نازک است

مانند برگ نسترن، این چار نازک است

گر سیم و زر طلب کند و جسم و جان و سر

منت پذیر شو که دل یار نازک است

ای دل خیال بوس لب آن صنم مکن

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه