بیا که صحبت مرغان بوستان گرم است
شکفته شد گل و بازار باغبان گرم است
فریب چون گل رعنا نمی خورم ز بهار
درین چمن که مرا پشت بر خزان گرم است
نفس چگونه زنم پیش او، چنین که مرا
چو شعله از ته دل تا سر زبان گرم است
به رهگذار تو رحم است دادخواهان را
که همچو برق، سمند ترا عنان گرم است
ز غارت چمن آمد نشان به مجلس تو
گل چراغ تو در چشم بلبلان گرم است
چه زود رفت ز خاطر ترا نصیحت ما
هنوز جای سخن بر سر زبان گرم است
برای سوختنم نغمه آتشی دارد
که پشت چون دف مطرب مرا به آن گرم است
هما ز دور به من می کند نظربازی
پس از وفات مرا بس که استخوان گرم است
به سرد و گرم جهان خاطرات چو راضی شد
تمام عمر ترا آب سرد و نان گرم است
برون ز خانه مرو، وضع روزگار ببین
چمن خنک شده و کنج آشیان گرم است
علاج خود مطلب از طبیب عشق ای دل
تب تو گرم و دواهای این دکان گرم است
سلیم محفل عشق است این، که از مستان
کسی نمانده و هنگامه همچنان گرم است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای بهار و احساسات مرتبط با آن میپردازد. شاعر از لذتهای گلها و باغبانان میگوید و به فریبندگی گلهای بهاری اشاره میکند. او دربارهی تلاشهایش برای عشق و اشتیاقش به معشوق صحبت میکند، و بیان میکند که گرما و شدت احساساتش همچون شعلهای است که از دلش برمیخیزد. در ادامه، شاعر به یادآوری نصیحتها و خاطرات خود اشاره میکند و این که زمان چگونه به سرعت میگذرد. او همچنین به دنیای بیرون و تغییرات آن پرداخته و در نهایت به درمان عشق و دغدغههای دل میپردازد. در کل، این شعر شاعرانه است و احساسی عمیق از زیباییهای زندگی، عشق و گذر زمان را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: بیا که گفتوگو و دلنشینی پرندگان در باغ سرشار است، گلها شکفته شدهاند و باغبان هم مشغول کار و النشاط است.
هوش مصنوعی: من فریب زیباییهای ظاهری را نمیخورم؛ چون در این باغ، گرمای تابستان را حس میکنم و به سردی پاییز پشت کردهام.
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه باید با او صحبت کنم، چرا که احساسات و عشق من مانند شعلهای درونم میسوزد و تا زبانم میرسد، گرم و در حال جوشیدن است.
هوش مصنوعی: در مسیر تو رحم و شفقت وجود دارد، زیرا دادخواهان مانند برق تند و سریع هستند و اسب تو با شدت در حال حرکت است.
هوش مصنوعی: از نابود شدن باغ، نشانی به مجلس تو آمده است؛ گل تویی که همچنان در چشم بلبلان درخشان است و میدرخشد.
هوش مصنوعی: بهزودی نصیحت ما از ذهنت بیرون رفت، در حالی که هنوز در دل ما حرفها و موضوعاتی برای گفتن باقی مانده است.
هوش مصنوعی: برای سوزاندن من، نغمهای همچون صدای آتش وجود دارد که مانند ضرب دفی که نوازنده مینوازد، من را به آن گرم و مشتاق میکند.
هوش مصنوعی: هما از دور به من نگاه میکند و بازیگوشی میکند، حتی پس از اینکه من از دنیا رفتهام، زیرا بدن من هنوز گرم است.
هوش مصنوعی: در طول زندگی، با تجربیات مختلفی روبهرو میشویم. اگر در نهایت به آرامش و رضایت برسیم، در این صورت فقط نیازهایمان، مثل آب خنک و نان گرم، اهمیت پیدا میکنند و این مسائل ساده و اولیه ما را خوشحال میکند.
هوش مصنوعی: از خانه بیرون نرو، وضعیت روزگار را ببین؛ چمنها خنک شدهاند، اما گوشهای از خانه همچنان گرم است.
هوش مصنوعی: عزیزم، تنها عشق میتواند به دردهای درونت درمان دهد. حالا که این عشق تو را به تب آورده، بدان که اینجا، در دنیای عشق، چیزی که به تو کمک کند، در دسترس است.
هوش مصنوعی: این مکان خاصی برای عاشقان است، جایی که دیگر کسی در حال مستی نیست، اما شور و هیجان همچنان ادامه دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.