ساقی ز کار من گره توبه باز کن
دست مرا به گردن مینا دراز کن
صوفی ترا چه کار به جام شراب ناب
کاری که کرده ای همه ی عمر، باز کن
شد صرف باده سیم و زر ما همه بیا
مطرب ز لطف دست تو بر سیم ساز کن
آن روی از کجا و تو ای آینه، بیا
ما دم نمی زنیم، تو خود امتیاز کن
هرچند عندلیب ز نازت در آتش است
نازت رواست، ناز کن ای غنچه، ناز کن
طرف کله شکسته ای، آشوب خلق شو
دامان فتنه برزده ای، ترکتاز کن
از کار مختصر مگذر در طریق فقر
در نان سیاه دانه ز تخم پیاز کن
راحت طلب، سلیم به مقصد نمی رسد
چون ناقه پای خویش به رفتن دراز کن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی و زیباییهای مینوشی سخن میگوید و درخواست میکند که توبهاش را بگشاید و او را به دنیای دلپذیر میبرد. شاعر به صوفی میگوید که به شراب ناپاک کاری نداشته باشد و بر لذتهای زندگی تأکید میکند. سپس به زیبایی و ناز محبوب اشاره کرده و از او میخواهد که با ناز و لطافت خود دلها را تسخیر کند. شاعر به فتنه و آشوب نیز اشاره میکند و میگوید که باید در زندگی کارهای بزرگ و متفاوت انجام دهد. در نهایت، او به سختی و تلاش در مسیر زندگی اشاره میکند و میگوید که راحتطلبی به نتیجهای نمیرسد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، گرههای توبه و پشیمانیام را باز کن و دست مرا به گردن مینا برسان.
هوش مصنوعی: ای صوفی، چرا به مساله ی شراب ناب فکر میکنی؟ تو که تمام عمرت را در کارهای دیگر گذراندهای، حالا وقت باز کردن این قفل است.
هوش مصنوعی: با بادهای از نقره و طلا به سر میبریم. بیا ای مطرب، از عطوفت تو ساز را به دست بگیر و نغمهای زیبا بساز.
هوش مصنوعی: آن چهره از کجا آمده و ای آینه، به جمع ما بیا، ما حرفی نمیزنیم، تو خود تفاوتها را مشخص کن.
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که بلبل به خاطر زیبایی تو در عذاب باشد، اما زیبایی و ناز تو کاملاً قابل قبول است. پس ای گل، به ناز خود ادامه بده.
هوش مصنوعی: شخصی با چهره ای آسیب دیده و سر و صدای زیادی به وجود آورده، در حال حاضر به معرکه و چالش مشغول است و با شور و هیجان در حال تهاجم و ایجاد دردسر است.
هوش مصنوعی: در مسیر فقر، از کارهای کوچک و ساده غافل نشوید. برای تامین نیازهای اولیه، کارهایی مانند کاشت تخم پیاز و استفاده از نانهای ساده را انجام دهید.
هوش مصنوعی: آدمهای راحتطلب هرگز به هدف خود نمیرسند، چرا که مانند شتر، هنگام رفتن، پاهایشان را خیلی دراز میکنند و مانع حرکت و پیشرفت میشوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مانده بر در هوس این در فراز کن
عذر گذشته خواه «و» در توبه باز کن
نزدیک شو به طاعت و ز فسق دور باش
روزی دو رنجکی برو جاوید نازکن
چون منعمان زکوة بروی و ریا مده
[...]
ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کن
گو بر فروز لاله، رخ و غنچه، ناز کن
باد بهار داغ کهن تازه میکند
مطرب، همان ترانه دلسوز ساز کن
در پرده نوش جنس مروق، که پیر کار
[...]
ایدل گدایی از کرم کار ساز کن
خود را زمنت همه کس بی نیاز کن
توحید چیست ترک تعلق ز هر چه هست
یعنی بروی غیر در دل فراز کن
گوهر بزهر چشم نیز زد ز ناکسان
[...]
آمد نگار بر در دل دیده باز کن
بنشین به عیش و در ز رقیبان فراز کن
با یار نازنین چو بیابی مقام امن
چندانکه ناز بیش کند تو نیاز کن
مطرب بیا که یار ندیم است و گل ببار
[...]
یارب تو دل نوازی آن دل نواز کن
درهای مغفرت به رخش جمله باز کن
بر شاخسار سدره و طوبی هر آشیان
کاحسن بود نشیمن آن شاهباز کن
کوتاه شد چو رشتهٔ عمرش ز تاب مرگ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.