به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم
چو می به یاد لبت موج اضطراب زنم
به سایه اش نروم، ابر اگر هما گردد
به یاد روی تو ساغر در آفتاب زنم
فریب خورده ی طوفان شوقم و خواهم
سفینه ای که ازو موج انتخاب زنم!
خرابه بسته چو گردد، نشان معموری ست
عبث چرا به در دیده قفل خواب زنم
سلیم بس که چو گل پاکدامن آمده ام
چو موج، خندهٔ تردامنی بر آب زنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و شوق خود به معشوق سخن میگوید. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و به خاطر یاد او، در احساساتش مثل گل بر آب و موج اضطراب عمل میکند. شاعر اشاره میکند که حتی اگر ابرها بیفتند و سایه معشوق بر او بیفکد، همچنان به یاد او مینوشد. او احساس طوفان شوق دارد و به دنبال راهی برای انتخاب میگردد. در نهایت، شاعر به پاکدامنی خود اشاره میکند و نشان میدهد که چقدر به عشق و زیباییهای معشوق اهمیت میدهد.
هوش مصنوعی: به چند چشم خود به یاد تو، بر آب گل میزنم و مانند شراب، به یاد لبهای تو در دل امواج اضطراب ایجاد میکنم.
هوش مصنوعی: به سایهاش نمیروم، حتی اگر ابرها مثل هما (پرندهای اساطیری) شوند؛ به یاد چهرهات، در زیر نور آفتاب، جامی نوشیدنی میزنم.
هوش مصنوعی: من در طوفان شوق خود فریب خوردهام و میخواهم کشتیای بیابم تا بر امواج آن انتخابهایم را انجام دهم!
هوش مصنوعی: وقتی که ویرانهای آکنده از نشانههای زندگی و آبادانی باشد، بیهوده است که بخواهم با قفل بستن روی درهایش خواب آلود بمانم.
هوش مصنوعی: من بسیار پاک و معصوم مانند گلی هستم، و چون موجی نرم و لطیف بر روی آب، به لبخند زدن پرداختهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.