چون گره جا در خم آن زلف دلکش کردهایم
پای خود پیچیده در دامن، فروکش کردهایم
میکند از دلگشایی گریهٔ ما کار می
ما به آتش آب را چون شیشه روکش کردهایم
کار ارباب صفا برعکس چون آیینه است
خانه را از سادهکاری ما منقش کردهایم
نان یاران را که بوی قرص افعی میدهد
زهر قاتل باد اگر هرگز نمک چش کردهایم
در طریق عشق، دل را پختگی حاصل نشد
بیضهٔ فولاد پنداری در آتش کردهایم
غیر شانه کس ندارد دست بر وصلش سلیم
خاطر خود جمع ازان زلف مشوش کردهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و پیچیده خود در عشق اشاره میکند. او از گرهخوردن زلف محبوب صحبت میکند و نشان میدهد که چگونه در دام عشق گرفتار شده است. شاعر به دلشکستگی و گریهای که از دلگشایی ناشی میشود، اشاره دارد و میگوید که ما به طرق مختلف تلاش کردهایم تا عشق را درک کنیم، اما به نتیجهای نرسیدهایم. همچنین او برعکسی حالت عشق را با توجه به درد و رنجهایش تصویر میکند و به مشکلاتی که در این مسیر به وجود آمده، مثل بوی نامطبوع نان یاران و زهر قاتل اشاره میکند. در نهایت، شاعر میگوید که تنها در عشق، کسی نمیتواند دست بر وصال محبوب بگذارد و در این وضعیت سردرگمی و ناآرامی را بیان میکند.
هوش مصنوعی: ما در زیباییهای گیسوی دلربا تو خود را گره زدهایم و اکنون پاهایمان در دامن تو پیچیده و به آرامش رسیدهایم.
هوش مصنوعی: ما به خاطر شادی و خوشحالیامان گریه میکنیم و کار ما شبیه آبی است که به آتش میافتد. مانند شیشهای هستیم که روی آن روکش شده است.
هوش مصنوعی: کار ارباب صفا به نوعی مانند بازتاب در آیینه است. ما به خاطر سادگی خود، خانه را زینت دادهایم.
هوش مصنوعی: نانی که دوستانم میخورند، بوی خطرناک و مرگباری دارد. اگر هرگز طعم نمک را چشیدهام، برایم مهم نیست.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، دل به بلوغ و پختگی نمیرسد، مانند این است که گمان کنی بیضه فولادی را در آتش گذاشتهایم.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که تنها هجران و جدایی کسی در این دنیا وجود ندارد و هیچکس جز او دسترسی به وصال محبوبش ندارد. ما نیز از آن زلفهای معشوق که ذهن و دل ما را به هم ریخته، به خاطر عشقمان تلاش میکنیم خود را آرام کنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا که در ساغر شراب صاف بیغش کردهایم
بر سر غم خاک از آن آب چو آتش کردهایم
قدر ما در میکشی میْخوارگان دانند و بس
چون به عمری خدمت رندان میْکش کردهایم
سعی و کوشش چون اثر در سرنوشت ما نداشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.