درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
دویده در همه اعضا مرا چو خون آتش
نه عشق بود که شد ز آسمان حواله به من
که ریخت بر سرم این طشت سرنگون آتش
ز اشک و آه خراب است حال من که مرا
برون خانه بود آب و اندرون آتش
نهاد نامه ی شوقم چو در بغل قاصد
چو شمع کرد سر از جیب او برون آتش
ز بس که گرم سراغم سلیم در ره شوق
به روی خار دوم پابرهنه چون آتش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از درد و جنون درونی خود سخن میگوید که مانند آتش در تمامی وجودش نفوذ کرده است. او از عشق حرف نمیزند، بلکه از حالتی ویرانگر و سوزان خبر میدهد که احساسش را تحت تأثیر قرار داده است. گوینده به احساس بیقراری و اشک و آه خود اشاره میکند و تمثیلهایی از آتش و حرارت به کار میبرد تا شدت احساساتش را منتقل کند. همچنین، از شوق و تمنای عاطفی خود سخن میگوید که او را در مسیر دشواری قرار داده است.
هوش مصنوعی: در ذهنم آتش جنون شعلهور شده و این آتش تمام وجودم را مانند خون در بدنم فراگرفته است.
هوش مصنوعی: عشق نبود که از آسمان به من نازل شد، بلکه این عذاب و درد بود که همچون یک طشت آتشین بر سرم ریخت.
هوش مصنوعی: حال من به شدت خراب است؛ از یک طرف اشک و آه دارم و از طرف دیگر درونم آتش میزند. در خارج از خانه، آب وجود دارد ولی درون من وضعیتی کاملاً متفاوت است.
هوش مصنوعی: شوق و علاقهام را مانند نامهای در دستان قاصد گذاشتم، وقتی که شعلهور شد، مانند شمعی از جیب او بیرون رفت و آتش گرفت.
هوش مصنوعی: به خاطر شدت علاقهام و پیگیری سلیم، بدون هیچ گونه پوششی بر روی خارها قدم میزنم، مثل شعله آتش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.