ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم
به روی سبزه موج آب چون غلتد؟ چنان غلتم
درین وادی که هر نقش قدم سرچشمهٔ خضریست
به خاک از تشنگی تا چند چون ریگ روان غلتم
غریبی آن چنان دارد مهیا برگ عیشم را
که میافتم به روی گل اگر از آشیان غلتم
شکسته رنگی اهل درد را سامان رعناییست
چو هندو گر خودآرایی کنم بر زعفران غلتم
به تیغ کوه چون ابر بهاری سینه میمالم
نیم شبنم که گل بستر کنم بر روی آن غلتم
به روی یکدگر مستان چو موج آب میغلتد
بده پیمانه، ای ساقی، که من هم آنچنان غلتم
سلیم از پیکرم جز داغ دل ظاهر نمیگردد
به هر جانب که همچون قرعه زار و ناتوان غلتم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حالتی از مستی و غفلت اشاره میکند که او را به سمت شهادت سوق میدهد. او تصویرهایی از غلتیدن بر روی سبزه و آب و گلی را به تصویر میکشد و احساس تشنگی و ضعف را با وجود زیباییهای طبیعت در هم میآمیزد. شاعر به آرامش و غریبگی خود در این دنیا میپردازد و از ناپایداری حیات و دردهای درونیش سخن میگوید. همچنین، او با اشاره به روابط مستان و ملاقات با ساقی، longing for fulfillment را به تصویر میکشد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که جز داغ دل چیزی از وجودش نمایان نیست و در حال غلتیدن در مصائب زندگی است.
هوش مصنوعی: از سر شور و شوق، هر لحظه بر لبهی تیغ شهادت غلت میزنم، مانند آنکه روی سبزه و در موج آب غلت میزنم. اینطور غلت میزنم.
هوش مصنوعی: در این منطقهای که هر نشانهای از زندگی و سرسبزی به چشم میخورد، برای مدتی طولانی بر زمین تشنه میچرخم و مانند ریگی که روان است، بیهدف حرکت میکنم.
هوش مصنوعی: غریبی به حدی برایم آماده است که وقتی به لذت و خوشی نزدیک میشوم، انگار میخواهم مثل یک پرنده روی گل بنشینم و از آشیانهام دور شوم.
هوش مصنوعی: رنگهای دلنازک و شکستهی اهل درد، با زیبایی خاصی در هم آمیخته شده است. اگر من نیز مانند هندوها به خود بیفتم و خود را بیارایم، چنانکه بر زعفران میغلتید.
هوش مصنوعی: من مانند ابری بهاری بر کوه سینه میمالم و در نیمه شب، میخواهم گلهای رنگارنگی بر روی آن پهن کنم و بر آن غلت بزنم.
هوش مصنوعی: مستان مثل موجهای آب بر روی هم میغلتند. ای ساقی، پیمانه را به من بده، چون من هم میخواهم مثل آنها بچرخم و غوطهور شوم.
هوش مصنوعی: دردی جز زخم دل از من نمایان نمیشود و در هر سو که نگاه میکنم، مثل دانههای بذر که از ضعف به زمین میغلتند، من هم سرگردان و ناتوان هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.