گنجور

 
سلیم تهرانی

کاروانی دگر از مصر هوس می‌آید

مژدهٔ یوسفی از بانگ جرس می‌آید

طالع شهرت پروانه بلا شد در عشق

ورنه بی‌تابی او از همه‌کس می‌آید

چون صبا بوی سر زلف تو آرد گستاخ

سرزده تا به دلم همچو نفس می‌آید

کرده محرومی باغم به اسیری خشنود

زان که بوی چمن از چوب قفس می‌آید

ناامیدی روش اهل طلب نیست سلیم

از هما آنچه نیاید، از مگس می‌آید

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

سرخوش از صحبت ارباب هوس می آید

شعله طور ز دلسوزی خس می آید

ناکسی بین که سر از صحبت من می پیچد

سر زلفی که به دست همه کس می آید

ای گل شوخ که در شیشه گلابت کردند

[...]

فیاض لاهیجی

از ره کوی تو چون بانگ جرس می‌آید

جان بر لب شده از بوی تو پس می‌آید

جذبة شوق چو آهنگ کشش ساز کند

شعله پروازکنان بر سرِ خس می‌آید

غیر اگر ز آتش دل سوخته باشد، که هنوز

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه