گنجور

 
سلیم تهرانی

از خون خویش می به ایاغ تو می کنند

گل ها شکفتگی به دماغ تو می کنند

چون زلف عنبرین بتان، ماه و آفتاب

مشاطگی دود چراغ تو می کنند

راضی نمی شوند به گل بلبلان مست

معلوم می شود که سراغ تو می کنند

رنگ قبول، سوختگی های عشق توست

تعریف حسن لاله به داغ تو می کنند

دیوان خود به دست حریفان مده سلیم

غافل مشو که غارت باغ تو می کنند

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند

از پیرهن فتیله داغ تومی کنند

چون آفتاب اگر چه جهان را گرفته ای

ذرات کاینات سراغ تومی کنند

گردنکشان که باج زعالم گرفته اند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه