در بیابان هرکه یاد آن خم کاکل کند
جلوه چون آب روان در سایهٔ سنبل کند
هرکه را افتد هوای آن لب میگون به سر
غنچهای از گوشهٔ دستار هردم گل کند
از فغان و ناله گلشن را به تنگ آورده است
باغبان امشب نمی داند چه با بلبل کند
در محبت هست تأثیری که چون نقش پری
صورت لیلی ز جیب بید مجنون گل کند
دوست از دشمن اسیر عشق نشناسد سلیم
رهرو او موج دریا را خیال پل کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و تأثیر عشق اشاره دارد و توصیفاتی از احساسات و جلوههای طبیعی را در بر میگیرد. شاعر از یادآوری معشوق و زیباییهای او سخن میگوید و تأثیر عمیق عشق را بر روح و دل انسانها به تصویر میکشد. در بیابان خاطرات، عشق میتواند جذابیت و زیباییهای خاصی ایجاد کند و انسان را به سمت دیوانگی و شیدایی سوق دهد. همچنین شاعر به رابطه بین عشق و دوستی و دشمنی اشاره میکند و میگوید که در عشق، مرزها محو میشوند و انسانها نیک و بد را نمیشناسند. کل شعر در نهایت ابراز احساس عمیق و تأثیرگذار عشق و زیبایی معشوق است.
هوش مصنوعی: در بیابان، هر کسی که به یاد آن فرد با موهای مجعد و زیبا باشد، در حقیقت جلوهای شبیه به آب روان را در سایه گل سنبل تجربه میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به یاد آن لبهای زیبا بیفتد، هر لحظه مانند یک غنچه از گوشهٔ چادر خود، گلهای تازهای میآفریند.
هوش مصنوعی: باغبان امشب درگیر درد و نالهای است که از گلشن برمیخیزد و او را به زحمت انداخته، به طوری که نمیداند باید با بلبل چه کند.
هوش مصنوعی: در عشق تأثیری وجود دارد که مانند نقش زیبای یک پری، لیلی را از دل بید مجنون بیرون میآورد و او را به گل تبدیل میکند.
هوش مصنوعی: دوست و دشمن در دنیای عشقی برای او یکی هستند و او به خاطر عشق هر درد و مشکلی را تحمل میکند. مانند اینکه کسی در دل دریا باشد و به فکر پل زدن بر آن موجها باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق یارم هر زمانی منزل اندر دل کند
تا به زیر حلقهٔ زلفش دلم منزلکند
دلکه از من بگسلد منزلکند در زلف او
عشق او کز در درآید منزل اندر دل کند
هرکجا او بگذرد رویش جهان پرگلکند
[...]
هر که قطع راه مطلب در رکاب دل کند
هفتخوان چرخ را چون آه یک منزل کند
خاک در دستش بود، چون باد، هنگام رحیل
هر که اوقات گرامی صرف آب و گل کند
هر که می داند به سعی این راه را نتوان برید
[...]
فکر زلفت، دود دل را دسته سنبل کند
حرف رخسارت، نفس را رشک شاخ گل کند
بر سرم روزی که از زلف تو سودا گل کند
حلقه زنجیر را در پای من سنبل کند
مهربانی می کند هر کس شکستم می دهد
بر سر من پا گذارد جای چون کاکل کند
در جوار بزرگان یابند خوردان تربیت
[...]
تانه گرد راهت اندر دامنی منزل کند
هرکجا خاکیست چشمم زاشک حسرت گل کند
کو مرا بختی که بر سوی منت مایل کند
رخ بزلفت زابروان و مژه صید دل کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.