چو حسن سبز تمنای اهل دید بود
مباش گو به چمن گل چو سرو و بید بود
به بزم شوق، پی آب خوردن دل ما
سفال سبز به از چینی سفید بود
فلک چگونه گشاید دری به روی کسی
که هر ستاره ی او قفل بی کلید بود
کدام فیض که در محفل محبت نیست
چراغ کشته ی این انجمن شهید بود
ترا که فصل شباب است جام می مگذار
که می به دست جوانان حنای عید بود
سلیم را ز جنون نیست بیم کشته شدن
که مست عشق ترا تیغ، برگ بید بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و بیانگر حسرت و آرزوهایی است که در بین مردم وجود دارد. شاعر با توصیف گلها، بزم شوق و پرهیز از نا امیدی، به اهمیت عشق و محبت در زندگی اشاره میکند. او همچنین بر لزوم استفاده از لحظات جوانی و شادی تأکید میکند و میگوید که جوانان باید از این فرصتها بهرهبرداری کنند. در نهایت، او عشق را به عنوان نیرویی توصیف میکند که حتی در شرایط سخت، فرد را به جلو میبرد و از ترس از دست دادن نمیهراساند.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی به خواستهی اهل نظر نگریسته شود، نباید مانند گل و درخت بید به چمن بروی و خود را به نمایش بگذاری.
هوش مصنوعی: در جمع دوستانه و شوقانگیز، برای سیراب کردن دل مان، سفال سبز از ظرف چینی سفید بهتر و مطلوبتر بود.
هوش مصنوعی: آسمان چگونه میتواند بر در کسی را بگشاید که هر یک از ستارههایش به گونهای قفل شدهاند که کلیدی برای باز کردنشان وجود ندارد؟
هوش مصنوعی: کدام نعمت و برکتی در جمع محبت وجود دارد که دلباخته و عاشق این جمع به خاطر عشقش کشته شده باشد؟
هوش مصنوعی: ای تو که در دوره جوانی قرار داری، از نوشیدن شراب خودداری نکن، زیرا شراب برای جوانان مانند رنگ حنا در عید است و زیبایی و شادی به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: سلیم به خاطر عشق و حالاتی که دارد، از خطر کشته شدن نمیترسد، چرا که برای او طعنهها و آسیبها مانند برگ بید بیضرر و کم اهمیت است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.