لب تو کرد پر از می ایاغ آینه را
نمود زلف تو دود چراغ آینه را
به صبر چاره ی درد دلم حواله مکن
مبند مرهم زنگار، داغ آینه را
به راه عشق ز غم روی دل متاب که هست
صفا ز سبزه ی زنگار، باغ آینه را
ز لطف پیر مغان یافتم ز دل خبری
گرفته ام ز سکندر سراغ آینه را
چه غم سلیم دلم را ز طعنه ی دشمن
ز باد نیست زیانی چراغ آینه را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای محبوب خود و تأثیر آن بر دل و جانش میپردازد. او لب محبوب را به می تشبیه کرده و زلف او را مانند دود چراغی میبیند که دلش را میسوزاند. شاعر از عشق و غم ناشی از آن صحبت میکند و از امید به صبوری در برابر دردهایش سخن میگوید. او همچنین به لطف پیر مغان اشاره میکند که خبری از دلش را به او داده، و در انتها به ناپایداری و بیخطر بودن طعنهها و دشواریها اشاره مینماید.
هوش مصنوعی: لب تو پر از شراب شده و زلف تو مانند دودی است که چراغ را تحت تاثیر قرار میدهد، این اثرات به زیبایی آینه اضافه شده است.
هوش مصنوعی: به صبر به عنوان راهحلی برای درد دل من اشاره نکن و مرهمی که بر روی زخمهای کهنهام میگذاری، بر روی داغی که در آینه مانده است نگذار.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، از غم دل خود را دور نگهدار، زیرا زیبایی و صفا همانند سبزهای تازه، در دل باغ آینه وجود دارد.
هوش مصنوعی: از مهربانی پیر مغان، خبر جدیدی از دل و احساساتم پیدا کردم و از سکندر، نشانی از آینه را گرفتهام.
هوش مصنوعی: دل سلیم من از طعنههای دشمن ناراحت نیست، زیرا باد به چراغ آینه آسیبی نمیزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.