آیینه از خیال رخش آفتاب شد
جام تهی ز یاد لبش پر شراب شد
ساقی به دست او برسان زود باده را
کز حسرت لبش دل پیمانه آب شد
در باغ بی لب تو کشیدم ز سینه آه
بر شاخ، غنچه چون دل بلبل کباب شد
با چشم تر به یاد تو رفتیم ازین جهان
چون طفل خردسال که گریان به خواب شد
بی طاقتی به کار محبت مکن سلیم
سیماب، کشته از سبب اضطراب شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و حسرت است. شاعر با اشاره به آفتاب و زیبایی محبوبش، از احساسات عمیق خود سخن میگوید. جامی بیشراب به خاطر یاد لب معشوق پر شده و دل او به خاطر حسرت او میتپد. شاعر در باغ، از غم و فقدان معشوقش آه میکشد و حال دلش چون بلبل کباب شده است. او به یاد محبوبش با چشمانی پر از اشک از این دنیا میرود، مانند کودکی که در خواب میگرید. همچنین، شاعر به سلیم (شخصی آرام و صبور) توصیه میکند که در عشق بیتابی نکند، زیرا در عشق و دلباختگی، اضطراب و بیقراری میتواند کشنده باشد.
هوش مصنوعی: آیینه به خاطر زیبایی صورت او مانند آفتاب درخشان شده است و لیوانی که خالی بوده، حالا به یاد لبهای او پر از شراب شده است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، زود برای او نوشیدنی بیاور، چون از حسرت لبهایش دلام پر از آب و اندوه شده است.
هوش مصنوعی: در باغی که تو در آن نیستی، از دل سردم آهی کشیدم و غنچهای بر شاخه به یاد بلبل که دلش سوخته، پژمرده و ناراحت شده است.
هوش مصنوعی: با چشمانی گریان و پر از یاد تو از این دنیا رو به رفتن گذاشتیم، مانند کودکی خردسال که در حالی که گریه میکند، به خواب میرود.
هوش مصنوعی: در عشق و محبت، تحمل نداشته باش؛ زیرا سلیم سیماب، به خاطر آشفتگی و بیتابی، به هلاکت رسیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
ایمان و کفر من همه رود و شراب شد
زهدم منافقی شد و دینم مشعبدی
تحقیقها نمایش و آبم سراب شد
ایمان و کفر چون می و آب زلال بود
[...]
آوخ که قصر جاه و معالی خراب شد
دلها همه شکسته جگرها کباب شد
آن مصر مملکت که تو دیدی خراب شد
و آن نیل مکرمت که شنیدی سراب شد
سرو سعادت از تف خذلان زگال گشت
و اکنون بر آن زگال جگرها کباب شد
از سیل اشک بر سر طوفان واقعه
[...]
ماه تمام ملک به زیر نقاب شد
آب حیات شرع دریغا سراب شد
سروی ز بوستان معانی فرو شکست
برجی ز آسمان معالی خراب شد
کور و کبود مردمک چشم مردمی
[...]
صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد
صد برج حرص و بخل به خندق دراوفتاد
صد بخت نیم خواب به کلی به خواب شد
آن شاهراه غیب بر آن قوم بسته بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.