مطرب این مجلس امشب راه دلها میزند
چنگ بر طنبور و ناخن بر دل ما میزند
این که در دیر مغان منصور جا دارد بس است
از چه دیگر پیش مستان حرف بیجا میزند
کوهکن در عاشقی زد تیشهٔ خود را به سر
من دل دیوانهای دارم که بر پا میزند
در نظر کی آیدش یک قطرهٔ آب گهر؟
چون شناور آنکه پشت پا به دریا میزند
در رکاب آن سوار مست میخواهد دود
سرو، دامن ورنه از بهر چه بالا میزند
از غبار دیدهٔ یعقوب، هر ساعت سلیم
مشت خاکی رشک بر چشم زلیخا میزند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشقی عمیق و احساسات پرشور سخن میگوید. شاعر با توصیف مجلس عیش و نقش موسیقی در آن، به قدرت موسیقی در جلب دلها و برانگیختن احساسات اشاره میکند. او به عاشقانی که با عشق خود دچار درد و رنج شدهاند، اشاره کرده و نشان میدهد که عشق واقعی فراتر از اشکال عادی زندگیست. همچنین، تصویرهایی از زیبایی و زیباییشناسی در عالم عشق و تمایز عشق راستین از سطحینگری نیز در شعر وجود دارد. شاعر همچنین به مفاهیمی چون حسادت و فراق در عشق اشاره میکند و در نهایت، به قدر و ارزش عشق و آتش آن پی میبرد.
هوش مصنوعی: امشب در این مجلس، نوازنده با نواهای دلانگیز خود، احساسات و عشقها را برمیانگیزد و با نواختن طنبور، بر قلبهای ما تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: اینکه منصور در میخانه مغان مقام و جایگاهی دارد، برای ما کافی است و نیازی نیست که دیگران درباره مستان و شرابنوشی سخنهای بیمورد بگویند.
هوش مصنوعی: عاشق سنگتراش با ابزار خود به سرم ضربه میزند، چرا که دلی دیوانه دارم که دائم در حال جنب و جوش است.
هوش مصنوعی: آیا یک قطرهٔ آب برای کسی که در دریا غوطهور است، قابل توجه و ارزشمند است؟ مانند کسی که با پا به آب دریا میزند و بزرگی و بینهایت آن را نمیبیند.
هوش مصنوعی: سوار مست و جوانی که در کنار اوست، میطلبد که دود سرو (انگار نشانهای از زیبایی و دلربایی) را در دامن خود داشته باشد. اگر نه، بالا بردن دامنش چه معنایی دارد؟
هوش مصنوعی: از اشکهای یعقوب، هر لحظه سلیم به خاکی که بر چشم زلیخا میافتد، حسادت میورزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جام خالی غوطه در خُم بیمحابا میزند
ابر چون بیآب شد بر قلب دریا میزند
در زوال خویش چون خورشید میسوزد نفس
مهر خود از نامجویان هرکه بالا میزند
میکند طی راه چندینساله را در یک قدم
[...]
عاقبت شرم امل بر غفلت ما میزند
ربشهپردازی به خواب دانهها پا میزند
شش جهت کیفیت اسرار دلگلکرده است
رنگ می جام دگر بیرون مینا میزند
خانمان تنگی ندارد گر جنون دزد نفس
[...]
با خیال چشم مستت هر که صهبا میزند
چون سکندر پای خود بر فرق دارا میزند
بیتو مینای طرب بر سنگ خارا میزند
نشئه عمر خضر جوش دو بالا میزند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.