رفتی و از نقش رویت دیده ی خونین پر است
گر چمن از گل تهی شد، دامن گلچین پر است
جای ما صحراست، ای مجنون در اینجا رحم نیست
دامن طفلان این شهر از دل سنگین پر است
خنده ای دارد که از منقار او خون می چکد
کبک را از بس که دل از ناخن شاهین پر است
درد دل گفتن مرا سودی ندارد با طبیب
گوش او از پنبه همچون صورت بالین پر است
گر تمنای شراب عافیت داری سلیم
جام زر خالیست، اما کاسهٔ چوبین پر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مضامین غم، ناامیدی و فقدان میپردازد. او از زخمهای ناشی از جدایی و عشق ناکام صحبت میکند و به وضعیت دردناکی که در آن قرار دارد، اشاره میکند. باغی که از گل تهی شده و دل سنگین کودکان به نماد بیرحمی این مکان تبدیل شده است. تصویر کبکی که خون از منقار او میچکد، نشاندهندهی خطر و خشونت است. شاعر در نهایت تأکید میکند که درد دلگفتن با طبیب فایدهای ندارد و علیرغم آرزوی آرامش و عافیت، وضعیت واقعی او تنها پوچ و خالی است.
هوش مصنوعی: تو رفتی و نگاه من پر از اشک و غم شده است. حتی اگر باغ از گل خالی باشد، دامن کسی که گلها را چیده هنوز پر از زیبایی و یاد توست.
هوش مصنوعی: محل ما بیابانی است و ای مجنون، در اینجا جایی برای رحم و محبت نیست. دلهای سنگین، دامن کودکان این شهر را پر کرده است.
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف حالتی اشاره دارد که یک کبک به شدت ترسیده و ناامید است، به طوری که حتی وقتی میخندد، خون از منقار او میچکد. این تصویر رقتبار بیانگر این است که دل کبک از تهاجم و خطر شاهین پر است، و در نتیجه خندهاش به نوعی نشاندهندهی درد و رنج عمیق اوست.
هوش مصنوعی: حرف زدن از درد و دل من تأثیری ندارد چون پزشک تنها به حرفهای من گوش میدهد و توجه واقعی به احساسات و مشکلات من ندارد.
هوش مصنوعی: اگر دنبال نوشیدن شراب آرامش و خوشبختی هستی، باید بدانی که ظرف طلا خالی است، اما کاسه چوبی پر از آن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.