گنجور

 
سلیم تهرانی

زاهد بنای سست ورع را خراب گیر

بگذار سبحه از کف و جام شراب گیر

از باده گرم ساز نفس را و بعد ازان

دریوزه کن چو لاله و آتش ز آب گیر

جز آنچه داده اند به هرکس، ازو مخواه

از شمع روشنایی و از گل گلاب گیر

از خاک راه عشق به دست آر سرمه ای

میل زری ز هر مژه چون آفتاب گیر

از کاهلی به دام تو عنقا شده شکار

بر قصد صعوه ساز کمین و عقاب گیر

بر خصم دستبرد حریفان چنین کنند

بیدار شو شبی و جهان را به خواب گیر

ما طایران عرصه ی گلزار آتشیم

دامی به راه ما نه و مرغ کباب گیر

از ما چو کوهسار سؤالی که می کنی

خاموش باش و گفته ی خود را جواب گیر

ضایع مکن درین چمن اوقات خویش را

گل چیده ایم ما، تو بیا و گلاب گیر

هرگاه خواستی، نتوان خورد می سلیم

ساغر به روز ابر [و] شب ماهتاب گیر

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

شاها قیاس بخت خود از آفتاب گیر

عالم به تیغ دولت و رای صواب‌گیر

کاوس وار تاختنی کن سوی ختن

صد گنج چون خزانهٔ افراسیاب گیر

آباد کرده‌ای همه عالم به عدل خویش

[...]

نظیری نیشابوری

امروز کار و بار جهان را خراب گیر

فردا که شنبه است شگون از شراب گیر

دریاب سرخوشان چمن را بر هر صبوح

شبنم به روی بستر نرگس به خواب گیر

از سرو سرفراخته صوت حزین شنو

[...]

صائب تبریزی

صبح است ساقیا می چون آفتاب گیر

عیش رمیده را به کمند شراب گیر

بردار پنبه از سر مینای می به لب

مهر از دهان شیشه به یاقوت ناب گیر

فیض صبوح یا به رکاب است، زینهار

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
اسیر شهرستانی

بحر وجود محشر موج و حباب گیر

قطع نظر ز دل کن و عالم خراب گیر

از تشنگی گداخته دلها نظاره کن

عطر گلاب چاره ز موج سراب گیر

از ضعف دل بمیر و مکش منت کسی

[...]

بیدل دهلوی

این بحر را یک آینه دشت سراب‌ گیر

گر تشنه‌ای چو آبله از خویش آب ‌گیر

بنیاد چشم در گذر سیل نیستی‌ست

خواهی عمارتش کن و خواهی خراب‌ گیر

گر زندگی همین نظری بازکردن‌ست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه