دلا ز دام صفیری به گلستان بفرست
به دست ناله دعایی به بلبلان بفرست
کسی قبول ندارد که در قفس هستی
پری برای نشانی به آشیان بفرست
تهی مدار چمن را ز گلشن آرایی
اگر بهار نیاید، پی خزان بفرست
شبی به خلوت خود آفتاب را بطلب
پی سفارش من پیش آسمان بفرست
به هر کجا که بود دلخوشی، بهشت آنجاست
گلی سلیم ز گلخن به باغبان بفرست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تصویر کشیدن احساساتی عمیق و درخواستهایی از دوست دارد. شاعر از دوستش میخواهد که:
- از دام صفیر (پرندهای زیبا) به گلستان پیامی بفرستد.
- دعا و نالهاش را به بلبلان برساند.
- نشان دهد که در قفس محبوس است و به آشیان پری اشاره کند.
- چمن را از گلها خالی نگذارد و اگر بهار نیاید، پیامی از خزان بفرستد.
- در خلوتش آفتاب را بخواند و پیامی به آسمان برساند.
- به هر کجا که خوشبختی سراغش را میگیرد، گلی از گلخن به باغبان بفرستد.
به طور کلی، این شعر دعوت به ارتباط و یادآوری زیباییها در زندگی و به یاد آوردن خوشبختی است.
هوش مصنوعی: ای دل، از دام مصیبت نالهای به باغ بفرست و دعایی به بلبلان بیاور.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیپذیرد که تو در قفس هستی، پس از پرندهات بخواه تا نشانهای به خانهاش ارسال کند.
هوش مصنوعی: باغ را از آراستن با گل و سرسبزی خالی نکن، حتی اگر بهار نیاید، دست کم برای پاییز زیبایی بیاور.
هوش مصنوعی: یک شب در تنهایی خودم، از آفتاب بخواه تا پیام مرا به آسمان برساند.
هوش مصنوعی: هر کجا که خوشی و شادی وجود داشته باشد، آنجا بهشت است. گلی خوشبو و سالم از گلخانه به باغبان بفرست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.