چه رنگ ها که ازین سیمتن شکسته شود
چه عهدها که ازین دلشکن شکسته شود
نصیب بود که چون شیشه، توبه را عمری
نگاه دارم و در این چمن شکسته شود
طلسم چرخ که عالم درو گرفتارند
امید هست که در دست من شکسته شود
به کودکی چو پدر دید طالعم را، گفت
چه تیشه ها که ازین کوهکن شکسته شود
ز ذکر توبه خموشم، که این سخن دایم
چو حرف لال، مرا در دهن شکسته شود
سلیم، حرف خزان در چمن بلندمگوی
مباد رنگ گل از این سخن شکسته شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شکستهای زندگی و مشکلاتی که بر دل و روح انسان تأثیر میگذارد، اشاره میکند. او از رنگها و عهدهایی که در دل شکسته میشوند صحبت میکند و به شیشه توبه که باید نگهداری شود، اشاره دارد. شاعر امیدوار است که طلسم سرنوشت در دست او شکسته شود و از زبان کودکی که آیندهاش را میبیند، یاد میکند. همچنین به توبه و سکوتش درباره آن اشاره میکند و در نهایت نسبت به تأثیر منفی واژگان آسیبزننده هشدار میدهد. به طور کلی، شعر بیانگر احساسات عمیق و چالشهای انسانی است.
هوش مصنوعی: بسیاری از رنگها و زیباییها میتوانند از این وجود نازک و آسیبپذیر برباد بروند، و وعدهها و قرارهایی که از این دل شکسته به هم بخورد، نیز کم نیستند.
هوش مصنوعی: قدر و سرنوشت من اینگونه بوده که مثل شیشه، توبهام را برای مدت طولانی حفظ کنم و در این میان، در این باغ زندگی، دلم بشکند.
هوش مصنوعی: طلسمی که دنیای انسانها در آن گرفتار شده، امید دارم که بتوانم آن را بشکنم و از این قید و بند آزاد شوم.
هوش مصنوعی: وقتی کودک پدرش را دید و به سرنوشت خودش فکر کرد، با خود گفت چه قدر نیرویی خواهد شکست که از این کوه تراشیده شود.
هوش مصنوعی: من از ذکر توبه ساکت هستم، زیرا این حرف همیشه مانند صدای یک فرد لال است و موجب درد و ناراحتی بیشتری در دلم میشود.
هوش مصنوعی: ای سلیم، مبادا که در چمن دربارهی خزان صحبت کنی، زیرا ممکن است زیبایی گل تحت تأثیر این سخن زشت قرار گیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.