از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل
صدزبان چون جمع شد، یک گوش گردد همچو گل
قسمت دل از وصال او به جز خمیازه نیست
پای تا سر گر همه آغوش گردد همچو گل
چشم زخمی حسن او در کار دارد، دور نیست
با خس و خاشاک اگر همدوش گردد همچو گل
غیر مشکل گر تواند از منت پوشیده داشت
آتش حسن تو کی خسپوش گردد همچو گل
رشک میآید مرا بر آن که در گلشن سلیم
ساغی بر سر کشد، بیهوش گردد همچو گل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به زیبایی و تاثیرگذاری عشق و وصال میپردازد. او میگوید که عشق میتواند انسان را به گونهای تغییر دهد که حتی در سکوت نیز مانند گل شکفته و زیبا باشد. همچنین اشاره میکند که در مقابل زیبایی معشوق، انسانها به سادگی تحت تاثیر قرار میگیرند و نمیتوانند از این احساسات خودداری کنند. در نهایت، شاعر به حسرت خود اشاره میکند که از دیدن دیگران در حال خوشحالی و سرمستی، دچار رشک میشود. به طور کلی، این شعر پیامی درباره قدرت عشق و زیبایی در زندگی انسانهاست.
هوش مصنوعی: بهتر است انسان در مواقعی که لازم است سکوت کند، زیرا مانند گلی که صد زبان دارد و وقتی جمع میشود تنها به یک گوش گوش میدهد، بیفایده است اگر در جمع به صحبت کردن ادامه دهیم. ساکت ماندن میتواند نشانهای از دانایی و درک باشد.
هوش مصنوعی: دل در وصال او جز حسرت و تمنای بینتیجهای ندارد، حتی اگر تمام وجود انسان در آغوش او قرار گیرد، باز هم به احساس خستگی و رنج ناشی از دوری دچار خواهد شد، مانند گلی که در آرزوی آغوشی است.
هوش مصنوعی: چشم زیبا و آسیبدیده او به کار مشغول است و ممکن است به زودی با علفهای هرز همسطح شود و مانند گل جلوهنمایی کند.
هوش مصنوعی: اگر غیر از مشکل، بتوان از نعمت تو بیخبر ماند، آتش زیبایی تو مانند گل، زیر خاک پنهان نخواهد شد.
هوش مصنوعی: به من حس حسادت دست میدهد به آن کسی که در باغ سلیم، مشغول نوشیدن باشد و آنقدر غرق لذت شود که مانند گل بیهوش گردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.