مردم و زخم از دم شمشیر میآید هنوز
استخوانم خاک گشت و تیر میآید هنوز
از جنونم سالها رفت و دل دیوانه را
بیخودی از نالهٔ زنجیر میآید هنوز
باده نوشیدم، غمی از خاطرم بیرون نبرد
بوی ویرانی ازین تعمیر میآید هنوز
صد چو من فرهاد دارد هر طرف شیرین من
از دهانش گرچه بوی شیر میآید هنوز
سرگران کی میتواند از سر خاکم گذشت
کاری از این دست دامنگیر میآید هنوز
صد گلستان گل به دامن میبرد هرکس سلیم
بلبل ما از چمن دلگیر میآید هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنجی است که همچنان در زندگی انسان وجود دارد. شاعر از زخمهایی که از شمشیر میآید و اثرات آن بر استخوان و روحش سخن میگوید. او همچنین به جنون و نالههای خود اشاره میکند و میگوید که با نوشیدن باده، غمهایش برطرف نمیشوند. شاعر از عشق و جدایی خود یاد میکند و میگوید که با وجود زیباییها و خوشیها، از دلش همیشه بوی ویرانی به مشام میرسد. در نهایت، او به شرایط ناگوار و عدم آرامش در زندگی اشاره میکند که همچنان ادامه دارد.
هوش مصنوعی: زخم و مشکلات از دست دشمنان هنوز ادامه دارد. با این حال، با وجود اینکه من به نقطهای از نابودی رسیدهام، هنوز هم نشانههای درد و رنج باقیست.
هوش مصنوعی: مدتهاست که از دیوانگیام گذشته، اما هنوز صدای نالههای زنجیر، دل دیوانهام را به بیخودیش میآورد.
هوش مصنوعی: من مشروب نوشیدم، اما این نوشیدنی نتوانست غمی را از دل من بزداید و هنوز بوی ویرانی از این مکان به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: هر طرفی که نگاه میکنم، کسی مثل من عاشق شیرین وجود دارد. هرچند که وقتی او صحبت میکند، بوی شیر میدهد، اما هنوز برای من جذاب و دلنشین است.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به راحتی از روی خاک من عبور کند؛ کارهایی از این قبیل هنوز عواقب و مشکلاتی به دنبال دارند.
هوش مصنوعی: هر کسی به دامن خود گلهای زیادی از باغها میبرد، اما بلبل ما که انسان پاکنهادی است، هنوز از چمن دلگیر و ناراحت میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.