زخم ناسورم من و از لطف مرهم شرمسار
چون گل پژمرده ام از روی شبنم شرمسار
بهره ای جز اشک و آه از من نصیب کس نشد
حاصلم دارد مرا چون نخل ماتم شرمسار
خلق را کوتاهی از خویش است و ما را از فلک
عالمی شرمنده اند از ما و ما هم شرمسار
کاسه ی سر را قدح کن، می ز جام خود بنوش
تا به کی باشد کی از ساغر جم شرمسار
تا سلیم از بی وفایی های او دم می زنم
میکند آن تیغ خونریزم به یک دم شرمسار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به درد و رنج خود اشاره میکند و از زخم عمیق روحی و ناامیدی سخن میگوید. او خود را چون گل پژمردهای میبیند که از شبنم شرمسار است و احساس میکند که جز اشک و آه چیزی برای کسی ندارد. شاعر بر این باور است که کوتاهیهای انسانها باعث شرمیدن او و دیگران شده است. او به نوشیدن از جامی میپردازد تا از شرم فاصله بگیرد و به وفاداریها و بیوفاییهای معشوق اشاره میکند که باعث زخمهای عاطفی عمیق او شده است. کل شعر نگاهی به عواطف انسانی و پیچیدگیهای روابط دارد.
هوش مصنوعی: من زخمی عمیق دارم و به خاطر محبت مرهمی که بر روی آن گذاشته شده، احساس شرمساری میکنم. مانند گلی پژمردهام که به خاطر شبنمی که بر رویش نشسته، شرمنده و ناراحت هستم.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز اشک و آه از من نصیب کسی نمیشود. حاصل زندگیام مثل نخل غمگینی است که فقط شرم و اندوه به همراه دارد.
هوش مصنوعی: انسانها خود را دچار کمبود و نقص میدانند و ما از آسمانها نسبت به آنها شرمنده شدهایم و خود نیز از این وضعیت خجالت میکشیم.
هوش مصنوعی: ظروفی که برای نوشیدنی استفاده میشوند را به گونهای آماده کن و از جام خود شراب بنوش. تا چه زمانی باید شرمنده و خجالتزده از جام جمشید باشی؟
هوش مصنوعی: وقتی درباره بی وفاییهای او صحبت میکنم، آن تیغ تیز و خطرناک به یکباره مرا شرمنده میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.