تا به کی ای خضر خواهی این چنین غافل نشست
کشتی دریا کشان از لای خم در گل نشست
می شود نزدیکتر، غم را کنم از خود چو دور
گرد اگر برخاست از دامن مرا بر دل نشست
خویش را چون موج بی باکانه بر دریا زدیم
می توان تا چند همچون گرد بر ساحل نشست؟
چون تذروی کآشیان تبدیل سازد، می شود
قالب مجنون تهی، لیلی چو در محمل نشست
آشنایی از دیار ما نمی آید سلیم
بر سر ره می توان تا چند چون منزل نشست؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حالتی از غفلت و بیتوجهی سخن میگوید که همچون خضر، در حالی که کشتی در دریا در حال غرق شدن است، نشسته است. او به ناامیدی و غم نزدیکتر میشود و احساس میکند که نمیتواند از این وضعیت دور شود. شاعر به خود میگوید که مانند موجی بیباک باید در دریا مبارزه کند و نمیشود همیشه بر ساحل نشسته و انتظار بهبود داشت. او به تغییرات محیطی اشاره میکند و اعتقاد دارد که باید در برابر مشکلات ایستاد و خود را از این حالت بیتحرکی رها کرد. در نهایت، او از نبود آشنایان در دیار خود گلایه میکند و میپرسد که تا کی باید در این حالت سکون و انتظار بماند.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی مانند خضر، غافل و بیتوجه به وضعیت اطراف بمانی؟ کشتیای که در دریا در حال حرکت است، به دلیل غفلت و بیتوجهی در گل و لای گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: میتوانم غم را از خود دور کنم و اگر از دامنم برخواست، دوباره بر دل من نشیند.
هوش مصنوعی: خود را بدون هیچ ترسی مانند موجی بر دریا زدیم. تا کی میتوانیم مانند گرد و غبار بر ساحل بمانیم و بیحرکت باشیم؟
هوش مصنوعی: وقتی که مرغی به لانهاش تغییر میدهد، مجنون دیگر همچون قبلا نیست و لیلی وقتی بر روی تخت سوار شد.
هوش مصنوعی: آشنا از جایی که ما هستیم نمیآید. سلیم (چه انسان خیرخواه و پاکی) تا چند میتواند در راه باشد، وقتی که در جا به جا نشستهای؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.