بیا که دل ز ورق حرف کینه خواهی شست
سرشک بی تو ز مژگان من سیاهی شست
حدیث کوثر آن لب به خضر رخصت نیست
زبان اگرچه به صد آب همچو ماهی شست
سرشک دیده ی پیران نشان نومیدی ست
به گریه دست ز خود شمع صبحگاهی شست
ز پاس رنگ حنا، دست خود نمی شویی
به حیرتم که ز دنیا چگونه خواهی شست
سلیم پای غباری چو در میان آید
نمی توان ز دل آن را به عذرخواهی شست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاطفی و درونی شاعر پرداخته و نشان میدهد که او از کینه و غم خود رنج میبرد. شاعر میخواهد دل خود را از این احساسات پاک کند، اما میداند که این کار دشواری است. او به حیات و امید، که به رنگی شبیه به حنا اشاره دارد، فکر میکند و در نهایت به عدم توانایی در فراموشی و پاکسازی دل خود از غبار دنیا میرسد. در کل، شعر نشاندهنده تضاد بین دلزدگی و تلاش برای پاکسازی احساسات است.
هوش مصنوعی: بیا تا با عشق و دوستی، دل را از کینه و خشم پاک کنیم؛ چرا که اشکهای من بدون تو، زندگیام را تیره و تار کرده است.
هوش مصنوعی: گفتن درباره معجزه کوثر، همانطور که خضر اجازه نمیدهد، کار دشواری است. حتی اگر زبان به هزاران زبان و با بهترین بیان صحبت کند، باز هم نمیتواند آن را به درستی توضیح دهد.
هوش مصنوعی: آب گریان چشمهای پیران نشانهای از ناامیدی است، زیرا هنگام بارش باران، نور صبحگاهی از خود را میپوشاند.
هوش مصنوعی: به خاطر رنگ حنا، دست خود را نمیشویم و تعجب میکنم که از دنیای پیچیده چگونه میتوان خلاص شد.
هوش مصنوعی: وقتی که از یک مساله یا مشکلی غبار و کثیفی بر دل نشسته باشد، نمیتوان با عذرخواهی، آن حس و نگرانی را پاک کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.