تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد
هر سر مو کز تنم سر زد، صدای ساز کرد
مدعای عندلیب ما نمی دانیم چیست
در گلستانی که مرغ بیضه هم پرواز کرد
گرم عاشق پروری کرد از وفا او را دلم
قمری ما سرو را آخر کبوترباز کرد
باغبان! فکر نسیمی کن برای این چمن
غنچه را بلبل به ناخن چند خواهد باز کرد؟
بی تکلف من نمی رفتم به بزم او سلیم
سرمه ی چشم پر افسونش مرا آواز کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و تأثیر عشق بر زندگی انسان اشاره دارد. شاعر از آموزههای عشق و زیباییهای آن سخن میگوید و به تأثیر عشق بر وجودش و روحیاتش اشاره میکند. او به وسوسهها و شگفتیهای عشق مانند صدای ساز و آواز بلبل اشاره کرده و به تمثیلهای زیبایی از طبیعت و باغبان و گلها میپردازد. در نهایت، شاعر بیان میکند که عشق او را به شکل قابل توجهی مجذوب کرده و به دنیای عشق و زیباییها کشانده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق او مرا به یادگیری تحریک کرد، هر رشته مویی که از بدنم خارج شد، مانند صدای موسیقی به گوش رسید.
هوش مصنوعی: ما نمیدانیم هدف یا هدفگذاری بلبل در این گلستان چیست، زیرا در جایی که حتی پرندگان معمولی هم میتوانند پرواز کنند، این موضوع کمی عجیب به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: دل من که به عشق و محبت گرم شده است، در نهایت به دلی آرام و سبک مانند قمری تبدیل میشود، اما در نهایت، عشق او باعث میشود که این دل به مانند سروی با شوک و زیبایی خود، در نظر دیگران دلربا و جذاب باشد.
هوش مصنوعی: باغبان! نگران نباش، فکر نکن که بلبل چقدر میتواند با نوک خود غنچهها را باز کند. بهتر است به یاد نسیم ملایم باشی که میتواند به رشد چمن کمک کند.
هوش مصنوعی: بیهیچ زحمتی من به مهمانی او نمیرفتم، اما زیبایی و جاذبهی چشمهایش مرا بهسوی خود کشاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لاله بر نرگس چو مهر و دوستی آغاز کرد
ابر خرم مجلسی از بهر ایشان ساز کرد
ابر چون می خورد هر یک مست گشت و ناز کرد
چون هزار آواز قصد نغمت و پرواز کرد
ایخداوند ایکه از رفعت همای همتت
بر فراز گنبد گردون نشیمن ساز کرد
هر کجا میزان عدل شاملت شاهین نمود
از سر گنجشگ عاجز ظلم باشه باز کرد
دشمن از تیر تو چون زاغ کمان شد گوشه گیر
[...]
باز گل اسباب معشوقی به بستان ساز کرد
بلبل بیدل نوای عاشقی آغاز کرد
خوش برآمد فال برگ بزم عشرت ساختن
چون صبا بهر تفؤل دفتر گل باز کرد
در چمن هر غنچه رازی داشت در دل سر به مهر
[...]
در هوای عشق بازم دل پرواز کرد
بار دیگر عاشقی جانم ز سر آغاز کرد
بر در او بس که بنشستم درآخر آن صنم
رحم کرد و آن در بسته برویم باز کرد
چون درون رفتم بخلوتخانه بزم شهود
[...]
هر که در گلشن چو شبنم چشم عبرت باز کرد
بی توقف از جهان رنگ و بو پرواز کرد
داشت بیدردی به زندان تن آسانی مرا
زخم تیغ او در رحمت به رویم باز کرد
گر سبک سازی چو عیسی از علایق خویش را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.