ای کاش زخم سینه ی ما واکند کسی
شاید ترحمی به دل ما کند کسی
از ما چو برق می گذرد آفتاب ما
کو فرصتی که عرض تمنا کند کسی
تکلیف جلوه قامت او را ز عقل نیست
آن فتنه را برای چه برپا کند کسی
کس را چو تاب دیدن او نیست در جهان
گردد چه آفتاب که پیدا کنی کسی؟
خسرو به طعنه گفت که پنداشت کوهکن
کاری ست کار عشق که تنها کند کسی
خورشید هرکجا که حدیث تو بشنود
باید که اضطراب تماشا کند کسی!
نام وطن، ملال غریبی فزون کند
باید سفر به شیوه ی عنقا کند کسی
سهل است زر به خاک چو خورشید ریختن
از خاک، زر خوش است که پیدا کند کسی
ای دل چه پیش می روی، آن به که در جهان
از دور چون ستاره تماشا کند کسی
دیوانگی سلیم به جایی نمی رسد
خود را به کوی عشق چه رسوا کند کسی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و دردهای ناشی از آن پرداخته و آرزوی شاعر را برای یافتن تسکین و ترحم از سوی دیگران بیان میکند. شاعر از زخمهای دل و جدایی گلایه دارد و به عدم توانایی مردم در درک عمق عشق و زیباییهای آن اشاره میکند. او بر این باور است که عشق کاری است که تنها فرد عشقورز قادر به درک و تجربه آن است و دیگران نمیتوانند به راحتی به آن نفوذ کنند یا آن را درک کنند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که دیوانگی ناشی از عشق او را به جایی نمیبرد و این احساسات تنها منجر به رسوایی در محافل عمومی میشود.
به طور کلی، شعر بیانگر حسرت، تنهایی و جستجوی درک و عشق واقعی در زندگی است.
هوش مصنوعی: ای کاش کسی پیدا میشد تا زخمهای دل ما را ببیند و به حالمان رحم کند.
هوش مصنوعی: خورشید ما همانند برق سریع و زودگذر است و به همین خاطر، فرصتی برای کسی وجود ندارد تا خواستهاش را مطرح کند.
هوش مصنوعی: زیبایی و جلوههای قامت او به قدری دلرباست که عقل توان درک آن را ندارد. پس چه نیازی است که کسی بخواهد این جذبه را در دیگران به وجود آورد؟
هوش مصنوعی: اگر کسی تاب دیدن او را نداشته باشد، در دنیا چه فایدهای دارد که خورشید را پیدا کنی؟
هوش مصنوعی: خسرو به طعنه گفت که فکر میکند کار عشق تنها از عهده کوهکنی برمیآید. یعنی او به عشق و دشواریهای آن با تمسخر اشاره کرده و اظهار کرده که عشق به سادگی نیست و تنها یک نفر نمیتواند به راحتی از پس آن برآید.
هوش مصنوعی: هر جا که صحبت از تو باشد، حتی خورشید هم باید نگران و بیتاب باشد، چون زیبایی و جذبهات او را مجبور به تماشا میکند.
هوش مصنوعی: نام وطن باعث ایجاد احساس غم و دلتنگی میشود، بنابراین برای رهایی از این احساس، باید مانند پرندهای افسانهای (عنقا) سفر کرد و از مکانهای آشنا دور شد.
هوش مصنوعی: این جمله به این مفهوم اشاره دارد که طلا را میتوان به راحتی در زمین گسترش داد، اما ارزش واقعی طلا زمانی مشخص میشود که کسی آن را شناسایی کرده و از میان خاک بیرون بیاورد. در واقع، این عبارت به اهمیت شناخت و ارزشیابی اشیاء اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای دل، چرا اینقدر شتابان روانی؟ بهتر است کسی در این دنیا مانند ستارهای دوردست را تماشا کند تا اینکه به دنبال نزدیک شدن باشی.
هوش مصنوعی: دیوانگی و عشق سلیم به جایی نمیرسد؛ کسی نمیتواند خود را در کوی عشق خوار و رسوا کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.