کاروان اشک هرگه بی توام از دل گذشت
تا به مژگان از غبار خاطرم در گل گذشت
انتقام خویش خون بی گناهان می کشد
نیستم آگه که بعد از من چه بر قاتل گذشت
در غم عشق بتان راز جهان از من مپرس
غرقه ی دریا، چه می داند چه بر ساحل گذشت
رهرو عشق ترا مقصد نمی دانم کجاست
این قدر دانم که همچون راه از منزل گذشت
برق دامن می کشد از خرمن امید ما
حیف اوقاتی که در تحصیل این حاصل گذشت
بس که از بیم عطا کفران نعمت می کنند
از سرشک منعمان آب از سر سایل گذشت
لذت آسودگی در خاک و خون غلتیدن است
بعد آسایش نمی دانم چه بر بسمل گذشت
از گران خیزی بیابان را به تنگ آورده ام
کاروان نقش پا هم از من کاهل گذشت
شمع را فانوس حاجت نیست کز منع غرور
باد نتواند به پیرامون این محفل گذشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به توصیف درد و اندوه ناشی از عشق و جدایی میپردازد. شاعر در هر بیت، از حس عمیق غم و تنهایی سخن میگوید و به مرور زمان و تأثیرات آن بر زندگی و احساساتش اشاره میکند. او به تأمل در گذشته و بیخبری از سرنوشت آینده میپردازد و به این نکته میرسد که آلام عشق و فقدان را نمیتوان به سادگی درک کرد. در نهایت، بارها از بیتوجهی به نعمتها و دردهای ناشی از جدایی سخن میگوید و به وضعیت خود به عنوان یک رهرو در مسیر عشق مینگرد.
هوش مصنوعی: کاروان اشک من هرگز از دل فراموش نکرد که بدون تو هستم، تا اینکه اندوه و یاد تو به مژگانم رسید و به خاکستر خاطراتم آغشته شد.
هوش مصنوعی: انتقام خود را از بیگناهان میگیرم و از عاقبت قاتل بیخبرم.
هوش مصنوعی: از من در مورد رازهای دنیا در عشق معشوقان نپرس، چون من در دریای عشق غرق شدهام و کسی که غرق است، نمیتواند از آنچه بر ساحل گذشته است، اطلاعی داشته باشد.
هوش مصنوعی: عاشق را نمیدانم که هدفش کجاست، اما میدانم که همچون راهی که از خانه عبور میکند، در مسیرش به حرکت ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: برق، امید ما را به خودش جلب میکند و انگار ما را از خوشبختی دور میکند. افسوس به وقتهایی که صرف بهدست آوردن این آرزو کردیم.
هوش مصنوعی: چون مردم به خاطر ترس از گداوندی، نعمتها را نادیده میگیرند، مانند آب که از سر چشمهها میگذرد و به سرازیر شدن ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: لذت آرامش در غلتیدن در خاک و خون است، اما بعد از این آرامش نمیدانم چه بر سر کسی که قربانی شده، میآید.
هوش مصنوعی: من با تغییر مسیر و سختیها، کاروان را به تنگنا و زحمت انداختهام، حتی اثری از خود بر زمین گذاشتهام که نشان میدهد به زحمت پیش آمدهاند.
هوش مصنوعی: شمع نیازی به چراغ ندارد، زیرا باد نمیتواند به راحتی به دور این جمع بگردد و خوشبختی را از ما بگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.