گنجور

 
سلیم تهرانی

با مدعی گذشته ام بر کنار بحث

در کوی عشق شعله ندارد به خار بحث

از بهر حل مسئله ی دین اگر بود

با اهل این زمانه مکن زینهار بحث

مستند اهل مدرسه، زان بحث می کنند

ورنه چرا کند به کسی هوشیار بحث

در گلشنی که حاصلش از برق و شعله است

بیهوده می کنند خزان و بهار بحث

مستان کنند در سرمستی به هر نزاع

من می کنم همیشه به وقت خمار بحث

میخانه نیست مدرسه، این گفتگو بس است

زاهد بگیر جام می و واگذار بحث

ما صلح کل سلیم به هر فرقه کرده ایم

با کس کند کسی چه درین روزگار بحث؟

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
نظیری نیشابوری

بر طبع ساده زود شود خوشگوار بحث

دارد برای طفل شکر در کنار بحث

پر خشمگین مباش چنان کز پی نزاع

بر هر غبار خاسته سازی سوار بحث

از هر غمی به خاطر ما کین سبک تر است

[...]

عرفی

گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث

تا باغ ذوق را نکند خار زار بحث

انصاف ذوق را طرف بحث خویش دار

از خلوت ضمیر به مجلس میار بحث

زان قال را ز انجمن حال رانده اند

[...]

صائب تبریزی

آیینه را سیاه کند با غبار بحث

گو آسمان مکن به من خاکسار بحث

در عالم شهود ندارد دلیل راه

حیران عشق را نکند بیقرار بحث

آخر کدام نقص ازین بیشتر بود؟

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه