از چشم من خیال تو بیرون نمیرود
لیلی ز پیش دیدهٔ مجنون نمیرود
از بس دلم به تیر تو الفت گرفته است
از خانهٔ کمان تو بیرون نمیرود
در دل هزار درد و لب از ناله بستهایم
از زخم ما چو لاله و گل خون نمیرود
هرکس که جامی از می حکمت کشیده است
از پای خم به پیش فلاطون نمیرود
خوش جلوهای به باغ سخن میکند سلیم
سرو روان چو کلک تو موزون نمیرود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلبستگی عمیق خود به محبوب سخن میگوید. او بیان میکند که خیال محبوبش هرگز از ذهنش بیرون نمیرود و دلتنگی و دردهایش همواره در دلش باقی مانده است. شاعر همچنین اشاره میکند که کسانی که از معرفت و حکمت بهرهمند شدهاند، در پی زیباییهای دنیا نمیروند. به طور کلی، شعر پر از احساسات عاشقانه و دلتنگی است و بر دشواریهای عشق تأکید دارد.
هوش مصنوعی: تصور تو از ذهنم بیرون نمیرود، مانند این است که لیلی از دیدهٔ مجنون دور نمیشود.
هوش مصنوعی: دل من چنان به تیر عشق تو عادت کرده که نمیتواند از خانهٔ کمان تو بیرون بیاید.
هوش مصنوعی: ما در دل خود هزاران درد و رنج داریم، اما لبهایمان از ناله و شکایت بسته است. زخمهای ما مانند لاله و گل، خون از خود نمیریزد.
هوش مصنوعی: کسی که از معرفت و حکمت بهرهمند شده، دیگر به گفتهها و علمهای سطحی دور نمیشود و به دنبال عمق و حقیقت است.
هوش مصنوعی: سرو زیبایی در باغ سخن خود را به نمایش میگذارد، اما مانند قلم تو که با آهنگ و لحن خاصی نوشته میشود، چنین زیباییای نمیتواند پیدا کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هیچم غم تو از دل پر خون نمیرود
سودای لیلی از دل مجنون نمیرود
مهرت ز سینه تا نفسی خوش برآیدم
بسیار جَهْدْ کردم و بیرون نمیرود
افسانهها که بر سر دل میکنم ولیک
[...]
از سر هوای وصل تو بیرون نمیرود
سودای لیلی از دل مجنون نمیرود
چشمم نظر به غیر جمالت نمیکند
باد نو از طبیعت موزون نمیرود
تا دورم از کنار تو یک لحظه نگذرد
[...]
از دیده رفت و از دل پر خون نمیرود
در دل چنان نشسته که بیرون نمیرود
پندم مده که گر همه عالم کنند سعی
سودای لیلی از دل مجنون نمیرود
از آتش فراق دل عالمی بسوخت
[...]
یاد تو هیچم از دل پر خون نمی رود
وز دیده ام خیال تو بیرون نمی رود
نام وفا مبر که دلم از جفا پرست
این داغهای کهنه بافسون نمی رود
صد گونه گل ز منزل لیلی شکفت و ریخت
[...]
هرگز به سیر گل دل محزون نمیرود
یار از خیال غمزده بیرون نمیرود
عشق از جهان بریدن و از جان گذشتن است
کار وفا ز پیش به افسون نمیرود
مردان به جا به عزم و توکل رسیدهاند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.