بیار می که غمم باز در هجوم گرفت
دل شکسته ام از عادت و رسوم گرفت
به نامه هرچه رقم می کنم پریشان است
حساب کار مرا عقل ازین رقوم گرفت
هما ز بیم نیارد برو گذار کند
به خویش مقدم جغدی کسی که شوم گرفت
ملایمت دل بی تاب را چه سود دهد
نشاید آینه ی آب را به موم گرفت
سلیم داشت سر عشق و از هوس غافل
نهاد دام به راه هما و بوم گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از درد و غم درونی خود سخن میگوید و به احساس بیقراری و ناراحتیاش اشاره میکند. او نگران نامههایی است که مینویسد، زیرا ذهنش پریشان است. همچنین به دشواریهایی که در ارتباطات و عواطفش تجربه میکند اشاره دارد و میگوید طبیعی است که مشکلات و غمها در مسیر عشق و زندگی او پیش میآید. بهطور کلی، غم و بیقراری ناشی از عشق و عادتهای زندگی را بیان میکند.
هوش مصنوعی: بیا و می بیاور که غصهام دوباره به سراغم آمده؛ دل broken من به خاطر عادتها و رویهها شکسته شده است.
هوش مصنوعی: هرچه که در نامه مینویسم، اوضاع و احوال عجیبی را نشان میدهد. عقل من از این نوشتهها و حساب و کتابها گیج و سردرگم شده است.
هوش مصنوعی: هما از ترس به کسی که حالش وخیم است، اجازه ورود نمیدهد و به سمت خود جغدی را میسپرّد.
هوش مصنوعی: نرمی و لطافت برای قلبی که بی تاب و ناآرام است، فایدهای ندارد؛ چرا که نمیتوان آینهای از آب را به حالت موم درآورد.
هوش مصنوعی: سلیم با خلوص نیت و عشق واقعی به راهی رفت که از هوس و خواستههای دنیایی دور بود و در نتیجه، به مقصدی عالی و ارزشمند رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفت
نسیم گل به رهم عادت سموم گرفت
به روز حشر ترا دادخواه چندان نیست
که دامن تو توانم در آن هجوم گرفت
چو عزم غارت من کرد، اول از دستم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.