سبزهٔ خطش دمید و روزگار عاشقیست
فصل گلریزان داغ و نوبهار عاشقیست
از دلم چون کاوکاو شوق را بیرون کنم؟
نیست این خار کف پا، خارخار عاشقیست
آسمان با خاکساران در مقام کبر نیست
این غبار خاطرم از رهگذار عاشقیست
حیف اوقاتی که صرف کار دیگر میشود
فکر فکر میپرستی، کار کار عاشقیست
گر بقای جاودان خواهی سلیم از عشق جوی
زان که آب زندگی در جویبار عاشقیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف و تبین عشق میپردازد و آن را به عنوان یک حالت زیبا و مقدس معرفی میکند. فصل عشق و زیبایی را با سبزه و گلها مقایسه میکند و از درد و شوق عاشقی به عنوان بخشی از وجود انسان یاد میکند. در ادامه به بیفایده بودن صرف وقت بر روی کارهای دیگر و اهمیت عشق در زندگی اشاره میکند. در نهایت، عشق را به عنوان منبع جاودانگی و زندگی واقعی معرفی میکند.
هوش مصنوعی: سبزه و جوانههای عشق به تازگی شکوفا شدهاند و این دوران، زمان پرشور و شوق عاشقی است که با زیبایی گلها و شور و حال بهار همراه شده است.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم شوقی را که در دلم هست، از خود بیرون کنم؟ این درد و رنجی که احساس میکنم، تنها زائیده عشق است و نه چیز دیگری.
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر بزرگی و اهمیتش، به انسانهای ساده و خاکی اهمیتی نمیدهد. این غبار که به یاد عشق بر دل من نشسته، نشان از مسیر پراضطراب و عاشقانهای است که پشت سر گذاشتهام.
هوش مصنوعی: وقتهایی که صرف کارهای بیهوده میشود، واقعاً حیف است. باید به فکر عشق و عاشقی بود، نه اینکه فقط به کار و مشغلهها پرداخت.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی همیشه پایدار و جاودان بمانی، باید از عشق بهرهمند شوی؛ زیرا آب حیات در رودخانه عشق جریان دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.