فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیه آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.
مثلا برای پیدا کردن شعری که مصرع بر بام جلوه گر چو شد آن ماه بامداد مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیه آنها د است.
حرف آخر قافیه
شماره ۱: ای به بزم شوق تو نالان به هر سو سازها
شماره ۲: خیال آن قد رعنا شگفته کرد مرا
شماره ۳: ز حد بردی به ما جور و جفا را
شماره ۴: خوشنگاهان بس که شوخ افتاد مژگان شما
شماره ۵: آب گردید دل و از نظر افتاد مرا
شماره ۶: سیه کرد از تغافل بسکه چشمش روزگار ما
شماره ۷: چرا در گریه آوردی چو من آزردهجانی را
شماره ۸: مکن بیجا به کوی خود چو من بیخانمانی را
شماره ۹: دلا نمیشنوم از دو شب فغان تو را
شماره ۱۰: بسیار کردم با غم مدارا
شماره ۱۱: شبها ز شور گریه نیاسودهایم ما
شماره ۱۲: بتان ز بسکه به دل خانه کردهاند مرا
شماره ۱۳: گاهی به درد من نرسیدی چه شد تو را
شماره ۱۴: مده یا رب دل بیمار کس را
شماره ۱۵: تا کی خرد ز وسوسه در خون کشد مرا
شماره ۱۶: ابر گرید به اشکباری ما
شماره ۱۷: ز حد گذشت شب هجر بس که زاری ما
شماره ۱۸: عشق تو چنان گرفت ما را
شماره ۱۹: پرورد گرچه عشق به خون جگر مرا
شماره ۲۰: یار تا از نظر افکند مرا
شماره ۲۱: به گریهای که ندارد اثر چهکار مرا
شماره ۲۲: به زاری سپردم چنان بیتو جان را
شماره ۲۳: محفلافروز بکن جلوه یغمایی را
شماره ۲۴: یا به من ده دل غمین مرا
شماره ۲۵: یار از حد گذرانید خودآرایی را
شماره ۲۶: غم چه استادهای تو بر در ما
شماره ۲۷: هوس عیش نماند از تو جدا در سر ما
شماره ۲۸: ناله چون میکشم از شعف برد باد مرا
شماره ۲۹: تیرگیهای روزگار مرا
شماره ۳۰: بود در زندان غم یک عمر همشیون مرا
شماره ۳۱: مده از کف دل گداخته را
شماره ۳۲: ساختم جمع ز بس بیسروسامانی را
شماره ۳۳: عشق آورد در کمند مرا
شماره ۳۴: از ناله سوختیم دل زار خویش را
شماره ۳۵: سیل کی شد دچار گریه ما
شماره ۳۶: رحم بر حالم نداری گریه میآید مرا
شماره ۳۷: ملک دل زیر و زبر شد پادشاه من بیا
شماره ۳۸: داغ گردیدم از جداییها
شماره ۳۹: تا چند کند زیر و زبر کشور دل را
شماره ۴۰: در شور آور هزارها را
شماره ۴۱: سبک ز بند گران زمانه بیرون آ
شماره ۴۲: ما سپردیم یار جانی را
شماره ۴۳: غم به من دست و گریبان شد نمیپرسی مرا
شماره ۴۴: با اثر یافت چون فغان مرا
شماره ۴۵: تا گرفته است غم عشق گریبان ما را
شماره ۴۶: گو کشد آن نگاه تیز مرا
شماره ۴۷: ز شاخسار شنیده است تا فغان مرا
شماره ۴۸: رفت دل در غمت ز دست مرا
شماره ۴۹: ای کرده خون فراق توام در جگر بیا
شماره ۵۰: آنکه این دل حواله کرد مرا
شماره ۵۱: ای دل نهفته دار غم یار خویش را
شماره ۵۲: تا خون به ایاغ نیست ما را
شماره ۵۳: کردیم ضبط گریه غماز خویش را
شماره ۵۴: شوخی ز نظر گذشت ما را
شماره ۵۵: ای رفیقان به خدا پند مگویید مرا
شماره ۵۶: از شگفتیها چه میپرسی من دلگیر را
شماره ۵۷: در قفس بسیار ناشادیم ما
شماره ۵۸: سر کنی چون در گلستان غارت ترکانه را
شماره ۵۹: ای کرده تباه کار ما را
شماره ۶۰: دو روزه دوری آن یار جانی میکشد ما را
شماره ۶۱: آفت مرساد داغ ما را
شماره ۶۲: برده است گریه چون موج از دست من عنان را
شماره ۶۳: سبز کردم به گریه هامون را
شماره ۶۴: باز آ و تسلی بده این دل نگران را
شماره ۶۵: عشق تو ز ما ستاند ما را
شماره ۶۶: سپند آتشینجانم ندارم پایداریها
شماره ۶۷: همینجا کنم رام دلدار خود را
شماره ۶۸: در نظر چون سایه شمشاد میآید مرا
شماره ۶۹: گریبان گر نباشد چاک میسازیم دامان را
شماره ۷۰: بسکه فکر دهنت ساخته دلگیر مرا
شماره ۷۱: گر خاک آستانت بخشد به من سراپا
شماره ۷۲: مژهاش تا به دل خلید مرا
شماره ۷۳: فتاده است به اطفال اشک کار مرا
شماره ۷۴: دید تا ثابتقدم بر جاده سودا مرا
شماره ۷۵: یک شب اگر به خلوت راز آورم تو را
شماره ۷۶: مگذر ای سیل شتابان ز در خانه ما
شماره ۷۷: کرده جا غم به صدر خانه ما
شماره ۷۸: همچو بیدردان نه گل چیدن هوس باشد مرا
شماره ۷۹: ز تار زلف به زنجیر کردهاند مرا
شماره ۸۰: به سویم رو نیاری بخت برگردیدهای گویا
شماره ۸۱: عجایب رونقی دادم من سرگشته سودا را
شماره ۸۲: دردمند از کوچه دلدار میآییم ما
شماره ۸۳: از درد دلم خون شد تا باد چنین بادا
شماره ۸۴: نیست می در کار رنگ آن رخ پر نور را
شماره ۸۵: هواداری ندارم تا براندازد حجابش را
شماره ۸۶: دامنکشان به دشت بلا میبرد مرا
شماره ۸۷: رنگ زردی روکش فصل خزان داریم ما
شماره ۸۸: او که نشناخت آشنایی را
شماره ۸۹: به سر میبرم بیتو زان روز و شب را
شماره ۹۰: به نازی تاب دادی در چمن ای شوخ کاکل را
شماره ۹۱: در قفس نی گل نه گلشن یاد میآید مرا
شماره ۹۲: در سخنسازی ز بیبرگی چه غم داریم ما
شماره ۹۳: گفتم بسی ز درد دل خود حبیب را
شماره ۹۴: زخم تیغ تو رسیده است مرا
شماره ۹۵: گریه شست از خاطرم فکر دل افسرده را
شماره ۹۶: خال در زیر ابرو است او را
شماره ۹۷: ببینید آن چشم سحر آفرین را
شماره ۹۸: یار گماشت بر سرم هجر خردربای را
شماره ۹۹: نیست یک تن که به جان نیست خریدار شما
شماره ۱۰۰: کردم از زاری خود بیزار یار خویش را
شماره ۱۰۱: از بس گذری به کوی دلها
شماره ۱۰۲: هجران شده سازگار با ما
شماره ۱۰۳: تا مهر و وفا به جاست ما را
شماره ۱۰۴: بهحمدلله دل درد آشنایی کردهام پیدا
شماره ۱۰۵: تا کی غم فراق به زندان کند مرا
شماره ۱۰۶: چشم ترسیده است ازین مردم من دیوانه را
شماره ۱۰۷: ای لالهها ز شوق رخت داغدیدهها
شماره ۱۰۸: بیرون کشم ز دیده دل غم کشیده را
شماره ۱۰۹: غنچه دل در چمن دور از تو نگشاید مرا
شماره ۱۱۰: از آن لعل مسیحادم سر حرفی به ما بگشا
شماره ۱۱۱: آمد آواز او به گوش مرا
شماره ۱۱۲: به چشم من چقدر رتبه است جنگ تو را
شماره ۱۱۳: غم او دربهدر انداخت ما را
شماره ۱۱۴: بر باد داد گل به هوایت رساله را
شماره ۱۱۵: کردند قبایل همه مجنون لقب ما
شماره ۱۱۶: ز سیلاب سرشک از چهره شستم گرد هامون را
شماره ۱۱۷: چنین که بهر لب یار میکنم جان را
شماره ۱۱۸: ای بسته کمر شکست ما را
شماره ۱۱۹: سوختم تا آن رخ تابان برآمد از نقاب
شماره ۱۲۰: در موجخیز چشم خودم تا گلو در آب
شماره ۱۲۱: ای با لطافت عرق تو گلاب آب
شماره ۱۲۲: من مردم و نمیکندم یاد یا نصیب
شماره ۱۲۳: مرا بهانه آن شوخ کرد خانهخراب
شماره ۱۲۴: آن جوان رفت و من از گریه شدم پیر در آب
شماره ۱۲۵: چو دل با زلف جانان شد مصاحب
شماره ۱۲۶: تو را در آینه با خویشتن سروکار است
شماره ۱۲۷: دیدار یار از لب بامی مرا بس است
شماره ۱۲۸: در جهان آفتی گزندی نیست
شماره ۱۲۹: به جانم از تو کدام آفت و بلاست که نیست
شماره ۱۳۰: نوشتم قصه دردت قلم سوخت
شماره ۱۳۱: زاهد اگرت سبحه صد دانه عزیز است
شماره ۱۳۲: یار رحمی به حال ما میداشت
شماره ۱۳۳: این است که شمشیر ستم آخته این است
شماره ۱۳۴: سر من خاک آستان دل است
شماره ۱۳۵: اشکم از بیم توام آبله دل شده است
شماره ۱۳۶: حرف و صوت است دهان تو دگر چیزی نیست
شماره ۱۳۷: دل در قفای او ز برم رفتهرفته رفت
شماره ۱۳۸: اضطرابی که در من افتادهست
شماره ۱۳۹: عمر گریزپا نه همین همعنان توست
شماره ۱۴۰: تا سوی توام نظر نبودهست
شماره ۱۴۱: نگاهت آفت دوران شد و هنوز کجاست
شماره ۱۴۲: گل به جیب تو بار یافته است
شماره ۱۴۳: چنان مرا غم و درد فراق یار گرفت
شماره ۱۴۴: عیبم نکنی ز مستی عشق
شماره ۱۴۵: هیچ راهی همچو راه کوی جانان دور نیست
شماره ۱۴۶: ندیدم کس خریدار محبت
شماره ۱۴۷: بر خلق ره فتنه به دوران تو بستهست
شماره ۱۴۸: تیر غمت کارگر افتاده است
شماره ۱۴۹: گلگون اشک گرمعنانی مرا بس است (گلگونه)
شماره ۱۵۰: کشم جور و جفایش طاقتی هست
شماره ۱۵۱: در چمن رفتی و گل چون شعله لرزیدن گرفت
شماره ۱۵۲: با زلف تو کار تا فتاده است
شماره ۱۵۳: از سوز محبت اثری بیش نمانده است
شماره ۱۵۴: دلبر انداز رمیدن کرده است
شماره ۱۵۵: ز من اگرچه تو را ننگ و عار بسیار است
شماره ۱۵۶: دردا که یار جانب ما را نگه نداشت
شماره ۱۵۷: وصف لعل تو گفتنم هوس است
شماره ۱۵۸: همچو دل در غم عشقت به من انبازی هست
شماره ۱۵۹: لعل لب یار دلنشین است
شماره ۱۶۰: ای که پرسی که دلت از چه بدینسان تنگ است
شماره ۱۶۱: عاشق دلبسته وطن نیست
شماره ۱۶۲: به خاکساری من گرد بر زمین ننشست
شماره ۱۶۳: دل در سواد زلف کسی جا گرفته است
شماره ۱۶۴: رحمش به دل فگار من نیست
شماره ۱۶۵: درد تو را عزیزتر از جان نگاه داشت
شماره ۱۶۶: تیر تو به سینه جایگیر است
شماره ۱۶۷: در جهان ز بالایش هر طرف بلا برخاست
شماره ۱۶۸: ما را به تو روزگار نگذاشت
شماره ۱۶۹: دل دوش گدای سرراهی شد و برخاست
شماره ۱۷۰: تو را هرگز غم بیماریم نیست
شماره ۱۷۱: کی دلم از سفر عشق به سامان برگشت
شماره ۱۷۲: خانهپرداز و خانهدار امن است
شماره ۱۷۳: صفای آن رخ گلفام برطرف شد و رفت
شماره ۱۷۴: آنقدر زخم که نتوان برداشت
شماره ۱۷۵: کند کار سنان در دل اگر خار است از دستت
شماره ۱۷۶: دل هوای تو به سر داشته است
شماره ۱۷۷: بر دل و دیده از غمش بس که بلا رسیده است
شماره ۱۷۸: گرد خط جا به روی یار گرفت
شماره ۱۷۹: به حشر خطر به من ای بیوفا چه خواهی گفت
شماره ۱۸۰: دلم از آه بیاثر داغست
شماره ۱۸۱: خویش و بیگانه به حال من بیمار گریست
شماره ۱۸۲: از بس که فتاده گرم خویت
شماره ۱۸۳: قدم از میکده مگذار برون جای خوش است
شماره ۱۸۴: به عهدت جابهجا ویرانهای هست
شماره ۱۸۵: تا دل به بستر غمت افتاد برنخاست
شماره ۱۸۶: تا تو رفتی دامن صبر و قرار از دست رفت
شماره ۱۸۷: جان ماند و دل من از میان رفت
شماره ۱۸۸: نگار بسته به رنگی نمود جانان دست
شماره ۱۸۹: در دل نه همین سه چار درد است
شماره ۱۹۰: سر زلفت ز صبا گر نه پریشان میگشت
شماره ۱۹۱: ندانم کدامین ادای تو خوب است
شماره ۱۹۲: نیست گر حق یقین علم یقین هم بد نیست
شماره ۱۹۳: بیا از جلوه کن برپا قیامت
شماره ۱۹۴: مژهای ریخته خونم که به خنجر خویش است
شماره ۱۹۵: دلبر لعل قبا را عشق است
شماره ۱۹۶: دلی که در سر آن زلف جا گرفت و گذاشت
شماره ۱۹۷: جز منت عاشق فدایی نیست
شماره ۱۹۸: بعد ازینم مده آزار گذشت آنچه گذشت
شماره ۱۹۹: به طفلی در دبستان محبت
شماره ۲۰۰: در شب وصل ز اندیشه هجرانم سوخت
شماره ۲۰۱: نمیترسد اگر زان فتنه قامت
شماره ۲۰۲: گر نباشد وعده دیدار فردا در بهشت
شماره ۲۰۳: با تو من هشیار نتوانم نشست
شماره ۲۰۴: دوش بر حالم چو گل آن بیوفا خندید و رفت
شماره ۲۰۵: سرو افتاده ز پا از دستت
شماره ۲۰۶: غافل از حال من دیوانه بودن خوب نیست
شماره ۲۰۷: مست آمد عتاب کرد و گذشت
شماره ۲۰۸: فتد آتش به چشم گل چو بینم در گریبانت
شماره ۲۰۹: شب هجر تو خانه بینور است
شماره ۲۱۰: مجنون مرا به سلسله عشق واگذاشت
شماره ۲۱۱: شب که جمعی در غم آن جامه گلگون میگریست
شماره ۲۱۲: دل خون شد و آرزو نمانده است
شماره ۲۱۳: سودای تو از سر رود اصلا شدنی نیست
شماره ۲۱۴: من ز دل دل ز من شده است
شماره ۲۱۵: آنجا که خون ز دیده عاشق چکیده است
شماره ۲۱۶: این زمان دلبری به شآن تو نیست
شماره ۲۱۷: آن ماه را به کلبه تارم گذار نیست
شماره ۲۱۸: هر کجا شوخ میرزای هست
شماره ۲۱۹: دل به این وارستگی کی غافل از تدبیر ماست
شماره ۲۲۰: نیست یک دل که مبتلای تو نیست
شماره ۲۲۱: تو گریههای زار ندانستهای که چیست
شماره ۲۲۲: گل ز وصل تو چیدنم هوس است
شماره ۲۲۳: دل دیوانه ما از سر دنیا برخاست
شماره ۲۲۴: گدای کوی خوبان پادشاه است
شماره ۲۲۵: به کوی یار چو من گرچه خاکساری نیست
شماره ۲۲۶: بی لبت خماری بیش نیست
شماره ۲۲۷: سد راه یار جز اغیار میدانم که نیست
شماره ۲۲۸: مرا تیر تو در دل جا گرفته است
شماره ۲۲۹: چشم و ابرو خط و خال تو مرا خواهد کشت
شماره ۲۳۰: خصم جان دشمن دل و دین است
شماره ۲۳۱: از لبت راه حیات تازهای رو داده است
شماره ۲۳۲: دیوانایم شهر به ما نامبارکست
شماره ۲۳۳: به کام غیر شوم کشته یار اگر این است
شماره ۲۳۴: دست تا برداشتم از عشق دامان را گرفت
شماره ۲۳۵: سر گران آمد خدنگ او به استغنا گذشت
شماره ۲۳۶: تیغ ستمات گلوشناس است
شماره ۲۳۷: گیرم بر تو قدر محبت نمانده است
شماره ۲۳۸: جایم به قدر جبهه بر آن خاک در بس است
شماره ۲۳۹: نه همین در سرم از زلف تو سودایی هست
شماره ۲۴۰: تا غمت میهمان ما شده است
شماره ۲۴۱: آن طفل گلعذار خریدار بلبل است
شماره ۲۴۲: ظالم به حال ما نرسیدن ز بهر چیست
شماره ۲۴۳: تا سرو من از میانه برخاست
شماره ۲۴۴: آنچه از جرم محبت دوست با من کرده است
شماره ۲۴۵: غم دل نه شهری است نی روستایی است
شماره ۲۴۶: در دل من هوس چاک گریبانی هست
شماره ۲۴۷: سود سر بر قدم یار حنا یا قسمت
شماره ۲۴۸: نوبهار آمد و شوری به گلستان برخاست
شماره ۲۴۹: جان من امشب به لب بسیار نزدیک آمد است
شماره ۲۵۰: دهنش نقطهای موهو و گمان هر سه یکیست
شماره ۲۵۱: کس چو من حسرتکش آن لعل شکربار نیست
شماره ۲۵۲: چشم و دل و جگر پی آن خوشپسر گریست
شماره ۲۵۳: رفتی و دل ز غصه پریشان نشسته است
شماره ۲۵۴: تیزدستیهای مژگان تو را تا دیده است
شماره ۲۵۵: شمع پیش جلوهاش آتش به جانی بیش نیست
شماره ۲۵۶: از برم در جستوجویت دل نهتنها رفته است
شماره ۲۵۷: ز بزمش دل بسی ناشاد برخاست
شماره ۲۵۸: در عشق نه نسبیح و نه زنار ضرور است
شماره ۲۵۹: شنیدهام که به دست تو نازنین داغ است
شماره ۲۶۰: دل همان روز تو را دشمن جانی دانست
شماره ۲۶۱: چشم من بر رخ او افتاد است
شماره ۲۶۲: کسی بهسان تو بیدادگر نیامده است
شماره ۲۶۳: غمت نمیشود از من جدا قرین این است
شماره ۲۶۴: نفسم سوخت ولی ذوق دویدن باقیست
شماره ۲۶۵: یکی کس ز اهل سوز به سرمنزل تو نیست
شماره ۲۶۶: گرچه پهلوی دل صدگونه رنجم حاصلست
شماره ۲۶۷: دگر ز جبهه آن شوخ سطر چین پیداست
شماره ۲۶۸: دل ز شغل عشق بیزاری نمیداند که چیست
شماره ۲۶۹: اگر نه عاشقم احوال من خراب چراست
شماره ۲۷۰: گر به قدر حسرت دل دیده ما میگریست
شماره ۲۷۱: تا هست داغ عشق به افسر چه حاجت است
شماره ۲۷۲: جنگ تو صلح و صلح تو جنگ است
شماره ۲۷۳: دیوانه سختی که ز طفلان کشیده است
شماره ۲۷۴: بی توام ذوق باغدیدن نیست
شماره ۲۷۵: ای سیل بهاران که تو را موسم جوش است
شماره ۲۷۶: سرو ماناست به بالای تو همس رخود نیست
شماره ۲۷۷: دل از کف رفت و تدبیری نمانده است
شماره ۲۷۸: نقش پیشانی من بر در جانانه نشست
شماره ۲۷۹: با ما چو همنفس شدی از درد چاره نیست
شماره ۲۸۰: شکر میگویم که از من خاطری دلگیر نیست
شماره ۲۸۱: یک سرو چون تو روضه رضوان نداشته است
شماره ۲۸۲: من و اغیار یار اگر این است
شماره ۲۸۳: دل نمیدانم که دور از من کجا افتاده است
شماره ۲۸۴: از جوش گریه شورش جیحون نمونهای است
شماره ۲۸۵: به حال مرگ مرا یار دید و هیچ نگفت
شماره ۲۸۶: محبت دوستی مهر و وفا سوخت
شماره ۲۸۷: دلم را یار از جو و جفا سوخت
شماره ۲۸۸: چون پیر گشتهام غزل عاشقانه چیست
شماره ۲۸۹: یار بد خو به جبهه چین زد و رفت
شماره ۲۹۰: جلوه حسن در نقابم سوخت
شماره ۲۹۱: به خون نشانده مرا دلبری که نتوان گفت
شماره ۲۹۲: ای زاهد اگرت سبحه صددانه ضرور است
شماره ۲۹۳: نتوان ز خود به همرهی این و آن گذشت
شماره ۲۹۴: امروز ناوک تو ز من سرگران گذشت
شماره ۲۹۵: ای که پرسی از چه چشمت مبتلای گریه است
شماره ۲۹۶: هرچند بوی مهر و وفا در دل تو نیست
شماره ۲۹۷: ز بییاری سروکارم به زاریست
شماره ۲۹۸: به کویش خوار گشتم از وفاداری زهی قسمت
شماره ۲۹۹: از توام چشم چارهسازی نیست
شماره ۳۰۰: ساقی بیار جام شرابی که حاضر است
شماره ۳۰۱: به قصد کشتن من یار گر ز جا برخاست
شماره ۳۰۲: گرچه با غیر تو را لطف نمایانی هست
شماره ۳۰۳: زینکه درد تو آشنای دل است
شماره ۳۰۴: هرچند که خون در دل و در دیده نمی نیست
شماره ۳۰۵: گل بسکه رنگ بی تو به پرواز داده است
شماره ۳۰۶: بعد از هزار وعده نیایی خوشا دلت
شماره ۳۰۷: دل با جفای غمزه خوبان نزیست است
شماره ۳۰۸: غزلم عاشقانه افتاده است
شماره ۳۰۹: هر که جام می مغانه گرفت
شماره ۳۱۰: درسر پرسور من از بس هوای گریه است
شماره ۳۱۱: در سر هوای رفتن با غم نمانده است
شماره ۳۱۲: به لب رسیدن این جان زار نزدیک است
شماره ۳۱۳: دهر پر فتنه شد و امن و امان باید نیست
شماره ۳۱۴: یار احوال دل خسته کماهی دانست
شماره ۳۱۵: چنانکه تیر بود جانب کمان محتاج
شماره ۳۱۶: گاهی نشد که ختم شود داستان موج
شماره ۳۱۷: تا به کی از دل ویران بستم گیرد باج
شماره ۳۱۸: دارم گله از خوی بد یار و دگر هیچ
شماره ۳۱۹: در زاری خود وای ندیدیم اثر هیچ
شماره ۳۲۰: عاقبت گردید پیدا داغ پنهانم چو صبح
شماره ۳۲۱: به کوی او نبود جبهه با زمین گستاخ
شماره ۳۲۲: خوش آنکه به رویت نظری داشته باشد
شماره ۳۲۳: عاشق مشو که عشق نگونساری آورد
شماره ۳۲۴: صبا کجاست کزان رو نقاب بردارد
شماره ۳۲۵: هرچند او مرا به بدی یاد میکند
شماره ۳۲۶: من و اشکی کزو جگر ریز
شماره ۳۲۷: آن شوخ ز دلها چه خبر داشته باشد
شماره ۳۲۸: آن درد که بیدوا نباشد
شماره ۳۲۹: با حسرت من گر دگری هست بگویید
شماره ۳۳۰: دل زمن رفت و به زلف یار ماند
شماره ۳۳۱: به بیسامانی از من نیز کاری میتواند شد
شماره ۳۳۲: در کشور تو دید به درمان نمیرسد
شماره ۳۳۳: بر در یار شور نتوان کرد
شماره ۳۳۴: ازین کز بخت ناسازم به من جانان نمیسازد
شماره ۳۳۵: دور از تو روزگار به من آنچه خواست کرد
شماره ۳۳۶: عمر رفت و چشم بختم خفته ماند
شماره ۳۳۷: ترسم که طاقتم ز غم یار کم شود
شماره ۳۳۸: اینک آن سرو روان میآید
شماره ۳۳۹: گر چنین اشکبار خواهد شد
شماره ۳۴۰: در کوی تو دیوانه به دیوانه نسازد
شماره ۳۴۱: تا خیال زلف جانان برنخورد
شماره ۳۴۲: رسید غم به سرم بیخبر چه خواهم کرد
شماره ۳۴۳: میبری دل را و دانم کز نظر خواهی فکند
شماره ۳۴۴: یار چون از نظرم میگذرد
شماره ۳۴۵: ز دل پهلو تهی کردم که الفت را نمیشاید
شماره ۳۴۶: سرم مرهون سودای تو باشد
شماره ۳۴۷: گر نیم عاشق جهان بر من چنین تنگ از چه شد
شماره ۳۴۸: با من آن ماه مهربان گردید
شماره ۳۴۹: روزی از روی تو من قطع نظر خواهم کرد
شماره ۳۵۰: تاب جور و جفا که میآرد
شماره ۳۵۱: اگر در آتش شوقش سپندم آفرین گوید
شماره ۳۵۲: یار از من مبتلا گریزد
شماره ۳۵۳: سروی نگشته بود درین گلستان بلند
شماره ۳۵۴: آن را که قدم ز سر نباشد
شماره ۳۵۵: به سرت میخورد جفا سوگند
شماره ۳۵۶: ز هر کسی به جهان یادگار میماند
شماره ۳۵۷: ساختی با غیر غیرت را چه شد
شماره ۳۵۸: اشکم به سر دویده به محبوب میرسد
شماره ۳۵۹: گر به من شب گذرانی چه شود
شماره ۳۶۰: یار از در چو درآمد گلهها بر هم خورد
شماره ۳۶۱: گر کنی جور و جفا میزیبد
شماره ۳۶۲: من کیم تا آن قد رعنا به فریادم رسد
شماره ۳۶۳: خستهاش کی ناز درمان میکشد
شماره ۳۶۴: به شهر حسن حال ما غریبان را که میپرسد
شماره ۳۶۵: سحر یارم به غمخواری خوش آمد
شماره ۳۶۶: جانان نه سر مهر و وفا داشت ندارد
شماره ۳۶۷: من چه گویم که پیامش به دل زار چه کرد
شماره ۳۶۸: ناله تا جانگداز نتوان کرد
شماره ۳۶۹: ز بس به دل سخنت جای گیر میآید
شماره ۳۷۰: بیتو جان حزین نیاساید
شماره ۳۷۱: مرا محملنشین خویشتن چون یاد میآید
شماره ۳۷۲: با یار که آرمیده باشد
شماره ۳۷۳: نه خط است اینکه از آن چهره برون میآید
شماره ۳۷۴: سر به شمشیر قضا باید داد
شماره ۳۷۵: که تاب جلوه آن سرخپوش میآرد
شماره ۳۷۶: او پهلوی من کجا نشیند
شماره ۳۷۷: اگر به حکم جنون با تو جنگ خواهم کرد
شماره ۳۷۸: نه اشک شام و نه آه سحر تمام کند
شماره ۳۷۹: بیمار غمت دوا ندارد
شماره ۳۸۰: تا قضا عشق تو را بر سرمن والی کرد
شماره ۳۸۱: جدا شد دل ز من یاری خوشی بود
شماره ۳۸۲: سخن از هجر جانفرسا مگویید
شماره ۳۸۳: ز دل که رفت به تاراج دلستانی چند
شماره ۳۸۴: حالم بر آن پسر بگویید
شماره ۳۸۵: دل ز پهلوی غم او شادمانی میکند
شماره ۳۸۶: مهربان آن ماه را بر حال زار ما نکرد
شماره ۳۸۷: کسی نماز در آیین ما درست کند
شماره ۳۸۸: شب سیاه فراقم چراغ دست نداد
شماره ۳۸۹: اشک من صد محله ویران کرد
شماره ۳۹۰: به کشور دل من تا غم تو والی شد
شماره ۳۹۱: تیرش ز دل غیر خطا شد چه بهجا شد
شماره ۳۹۲: وه که در دست من بیسر و سامان افتاد
شماره ۳۹۳: کسی معنی حسن فهمیده باشد
شماره ۳۹۴: از صبا بوی یار میآید
شماره ۳۹۵: ازان ز تیغ تو عاشق امان نمیخواهد
شماره ۳۹۶: بر سر کویش گذاری داشتم نگذاشتند
شماره ۳۹۷: با زاهد بیکار نشستن که تواند
شماره ۳۹۸: مفروش عشوه با تو سر یاریم نماند
شماره ۳۹۹: بالش ناز زیر سر دارد
شماره ۴۰۰: کسی کز مصحف دل فال به هر وصل او گیرد
شماره ۴۰۱: دلم ز کوی تو در خون نشسته میآید
شماره ۴۰۲: هجر رو داد چه میباید کرد
شماره ۴۰۳: در کوی تو جز فتنه و آشوب نباشد
شماره ۴۰۴: ز مهر روی تو آیینه ماه میگردد
شماره ۴۰۵: دلم اول به جان خویشتن کرد
شماره ۴۰۶: بر بام جلوه گر چو شد آن ماه بامداد
شماره ۴۰۷: دل باخت دین و دانش در عشق خوار هم شد
شماره ۴۰۸: دلم از کوچه آن زلف هراسان گذرد
شماره ۴۰۹: سرو را با قد رعنای تو دعوی نرسد
شماره ۴۱۰: سرشک بیقرارم پای درد امن نگه دارد
شماره ۴۱۱: عشق کارم تباه خواهد کرد
شماره ۴۱۲: چرا آن مه ز نزدیک خودم مهجور میسازد
شماره ۴۱۳: کرد دل تا در سر کویش وطن یادم نکرد
شماره ۴۱۴: در حریم او چو نتوانست قاصد راه برد
شماره ۴۱۵: رفتی و یک دم دل ما از طپیدن بس نکرد
شماره ۴۱۶: تا چند بر من از تو بیداد رفته باشد
شماره ۴۱۷: ماندیم در بلا و دعا را خبر نشد
شماره ۴۱۸: یعقوب اگر به بیت حزن گریه میکند
شماره ۴۱۹: پندگویان دو سه حرفی به من ارشاد کنید
شماره ۴۲۰: بلا زان چشم فتان میگریزد
شماره ۴۲۱: بتگران چون صنم تراشیدند
شماره ۴۲۲: دلم در سینه کز داغ غم جانانه میسوزد
شماره ۴۲۳: دوش پیکان خود از سینه من یار کشید
شماره ۴۲۴: در چمن چون بیدلان آه فغان برداشتند
شماره ۴۲۵: اینچنین گر ستم از دست تو بر دل برود
شماره ۴۲۶: با تو ناآشنا کسی چه کند
شماره ۴۲۷: چشم او عربدهساز است چه میباید کرد
شماره ۴۲۸: دل دگر از یاد سروی گریه پیرا میشود
شماره ۴۲۹: ناتوانی که طلبکار تو باشد چه کند
شماره ۴۳۰: به هواداری زلفت چو صبا برخیزد
شماره ۴۳۱: آن چشم را ببین به چه ناز آفریدهاند
شماره ۴۳۲: ندانم تا چهها از تیغ ابروی تو میآید
شماره ۴۳۳: دل دیوانه من جان سپردن آرزو دارد
شماره ۴۳۴: اگر بیشرمی سر میتوان کرد
شماره ۴۳۵: نی درد دین نه راحت دنیا به ما رسید
شماره ۴۳۶: دنبال دل خویش دوانم چه توان کرد
شماره ۴۳۷: کردم وداع یار ببینم چه میشود
شماره ۴۳۸: اگر دل تو شبی از برای من سوزد
شماره ۴۳۹: ز پهلوی تو دارم آنچنان درد
شماره ۴۴۰: دلها کباب جلوه مستانه تو اند
شماره ۴۴۱: ز شادی میگریزد طبع من با غم نمیسازد
شماره ۴۴۲: در هوایت کی دلم از زندگانی شاد بود
شماره ۴۴۳: به من تاب و توان این دیده خونبار نگذارد
شماره ۴۴۴: به دل سیل غمی دیگر به چندین زور میآید
شماره ۴۴۵: دل به صد درد و غم از دار فنا میگذرد
شماره ۴۴۶: دلم جز به کویش نشیمن ندارد
شماره ۴۴۷: بدخویی نهان تو معلوم میشود
شماره ۴۴۸: از دوستان امید وفا داشتم نشد
شماره ۴۴۹: درد من منت دوا نکشد
شماره ۴۵۰: بیتو ام بس که ز دل آه حزین برخیزد
شماره ۴۵۱: گاهی نگفت آه که حال فلان چه شد
شماره ۴۵۲: میزنی بر دل من سنگ جفا شرمت باد
شماره ۴۵۳: تن من از تب و جانم ز تاب میسوزد
شماره ۴۵۴: دلم سخت بیزاری از خانه دارد
شماره ۴۵۵: زارنالی من زار شنیدن دارد
شماره ۴۵۶: در عشق خوار و زارتر از من کسی نبود
شماره ۴۵۷: در به در دل ز بینوایی شد
شماره ۴۵۸: درآمد عشق از عقل را نام و نشان گم شد
شماره ۴۵۹: دل من در سراغ تیر آن ابروکمان گم شد
شماره ۴۶۰: بس کن ای دل که ازین گریه و زاری چه شود
شماره ۴۶۱: از کلبهام آن سیل جفا را که خبر کرد
شماره ۴۶۲: با تو کی جنگ میتوانم کرد
شماره ۴۶۳: دل ریش شد و سینه فگار است ببینید
شماره ۴۶۴: دل بیتوام ز سیر چمن وا نمیشود
شماره ۴۶۵: ابنای جنس ما را فرزانه آفریدند
شماره ۴۶۶: مرا آن روز گریان آفریدند
شماره ۴۶۷: یار صاحبمذاق میآید
شماره ۴۶۸: به روی بستر افگندی نزارم اینچنین باشد
شماره ۴۶۹: آه یار اجر جفای من ناشاد نداد
شماره ۴۷۰: ای دل ز سوختن اثری داشتی چه شد
شماره ۴۷۱: ز دیرین محرمان کس درد پنهانم نمیداند
شماره ۴۷۲: اگر زاریم میشنیدی چه میشد
شماره ۴۷۳: شب همچو بلبلم همه شب کار شور بود
شماره ۴۷۴: دلم از جلوهاش خراب شود
شماره ۴۷۵: خوبان که دوای دل بیمار فروشند
شماره ۴۷۶: با صبا گرد کوی یار رسید
شماره ۴۷۷: تا به یک از تو برین غمزده بیداد رود
شماره ۴۷۸: عشق و رشک و آه و اشک و داغ و درد
شماره ۴۷۹: دادیم سر به تیغش کاری که بود این بود
شماره ۴۸۰: به خونریزی از غم دل ما نشیند
شماره ۴۸۱: شوخ من عالم دلها نه به شکر گیرد
شماره ۴۸۲: پیک اشکم دویده میآید
شماره ۴۸۳: داریم یوسفی که به خوابش کسی ندید
شماره ۴۸۴: با من مبتلا چه خواهی کرد
شماره ۴۸۵: گذارش گر سوی گلزار با آن چشم مست افتد
شماره ۴۸۶: نازکدلم شکایت سنگ جفا نکرد
شماره ۴۸۷: تا مرا دربهدر نگرداند
شماره ۴۸۸: غم هجر تو چه گویم که چه با جانم کرد
شماره ۴۸۹: هجر خونخوار شد چه باید کرد
شماره ۴۹۰: کی ز جور حبیب مینالد
شماره ۴۹۱: ز بزم غیر چو مست و خراب میآید
شماره ۴۹۲: گر دلت از جفا نمیگذرد
شماره ۴۹۳: دل حاصل ازین سیر و سفر هیچ ندارد
شماره ۴۹۴: عنبرین موی مرا دیوانه کرد
شماره ۴۹۵: از چشم یار عاشق اصلا حذر ندارد
شماره ۴۹۶: میل پیکان تیر او دارد
شماره ۴۹۷: دل را رهایی از غم عشقت هوس مباد
شماره ۴۹۸: دل را جفای عشق کشیدن ضرور شد
شماره ۴۹۹: تا به هجر تو کار زار افتاد
شماره ۵۰۰: دل ز پهلونشینیهای این غمگین به تنگ آمد
شماره ۵۰۱: فصل گلست و این دل محزون همان که بود
شماره ۵۰۲: دل تو را نوش خند میگوید
شماره ۵۰۳: همچو روی تو رو نمیباشد
شماره ۵۰۴: به رغبتی که خورم خون کسی شراب نخورد
شماره ۵۰۵: ای عشق مژده نوگل خندان ما رسید
شماره ۵۰۶: از صبا نکهت گیسوی کسی میآید
شماره ۵۰۷: از لعل یار بوسه کجا میتوان خرید
شماره ۵۰۸: بهر علاج من نه دوا میتوان خرید
شماره ۵۰۹: دیده را گریهناک خواهم کرد
شماره ۵۱۰: گر قدسیان دهان تو یکبار بو کنند
شماره ۵۱۱: خودنمایی ز من نمیآید
شماره ۵۱۲: ماه نو ابرو کشید و این اشارت میکند
شماره ۵۱۳: حال مرا چه دانند این غم ندیده چند
شماره ۵۱۴: سرو مهر من دل از لطف تو لرزان میشود
شماره ۵۱۵: شانه چون دست آن بت چین را به گیسو میزند
شماره ۵۱۶: ندارد همچون من یک آشنا درد
شماره ۵۱۷: از دلم تیر یار میگذرد
شماره ۵۱۸: می خورده شوخ من عرقآلود میرسد
شماره ۵۱۹: رفتن او سبب رفتن جان میگردد
شماره ۵۲۰: اگر به بزم تو نالیدنم هوس باشد
شماره ۵۲۱: عاشقی هر که اختیار کند
شماره ۵۲۲: در عشق خواست غیر که چون ما شود نشد
شماره ۵۲۳: از کوی تو رفتن نتوانم چه توان کرد
شماره ۵۲۴: چهسان زنم نفسی خوش که همدمان رفتند
شماره ۵۲۵: خاک در تو همره باد صبا رسید
شماره ۵۲۶: ای دریغا که خوی او گردید
شماره ۵۲۷: بر سرم گل زده از زخم نمایانی چند
شماره ۵۲۸: ز چشمم خون نه اکنون میتراود
شماره ۵۲۹: نوید وصل تو باید سحرگهی آورد
شماره ۵۳۰: دلم را در ره عشقت سر شادی نمیباشد
شماره ۵۳۱: بر من دواسپه تاخته غم یا علی مدد
شماره ۵۳۲: دردا که شرم چشم تو را بیش و کم نماند
شماره ۵۳۳: تا خط و چهره جانان به نظر میآید
شماره ۵۳۴: چشم او رهزن ایمان بهنظر میآید
شماره ۵۳۵: شب بر سر کوی تو کسی گرم فغان بود
شماره ۵۳۶: غم مرا افکند از پا غمگساران را چه شد
شماره ۵۳۷: یارم از لطف به لب کار مسیحا میکرد
شماره ۵۳۸: ای خوشا طالع پیری که جوانی دارد
شماره ۵۳۹: خنجر به کف او را گذری بر سرم افتاد
شماره ۵۴۰: دل در شط غمت به قرار آشنا نشد
شماره ۵۴۱: او میرود از رفتنش آرام جانم میرود
شماره ۵۴۲: بتان که گفت ازین گونه ترکتاز کنید
شماره ۵۴۳: نه فکر بوس نه ذکر کنار باید کرد
شماره ۵۴۴: آن کسانی که دل از زلف تو برمیآرند
شماره ۵۴۵: بهار آمد ز خویش و آشنا بیگانه خواهم شد
شماره ۵۴۶: به هجران ذکر وصل یار جانی خوش نمیآید
شماره ۵۴۷: جانم زین درد بر لب آمد
شماره ۵۴۸: به کف پیمانه گل بر سر چهها رنگ حنا دارد
شماره ۵۴۹: غم ندارم گر به غربت روزگارم میکشد
شماره ۵۵۰: آخر دلم به دست نگاری اسیر شد
شماره ۵۵۱: اشک من تا دامن محشر نمیگیرد قرار
شماره ۵۵۲: مینهم بر پای دل از زلف او بندی دگر
شماره ۵۵۳: دور از تو آنچه خواست به ما کرد روزگار
شماره ۵۵۴: ز بس که آمده در بند من به جان زنجیر
شماره ۵۵۵: آنکه دل را یاد او بخشد سرور از راه دور
شماره ۵۵۶: خون من بر طرف دامانش نگر
شماره ۵۵۷: در محبت بیسرانجامیم نام ما مبر
شماره ۵۵۸: ما قفس پرورده مرغانیم اسیر یکدگر
شماره ۵۵۹: صبا ز چشم من آن خاک پا دریغ مدار
شماره ۵۶۰: هر شام میافروزم شمع مزار دیگر
شماره ۵۶۱: ما را کجاست حوصله جنگ روزگار
شماره ۵۶۲: آنی که نیست جز سمت پیشه دگر
شماره ۵۶۳: دلش از درد محبت نطپیدست هنوز
شماره ۵۶۴: سخن از هجر مگو بندهنواز
شماره ۵۶۵: دل صدپارهام ای شوخ جفا کار مسوز
شماره ۵۶۶: سوختی دل را و در جانی هنوز
شماره ۵۶۷: کشتی و سرزنش کندم طعنهزن هنوز
شماره ۵۶۸: گشتم هلاک و درد تو دارم به جان هنوز
شماره ۵۶۹: رفتی و فتاد از نوا ساز
شماره ۵۷۰: به بنده نیست تو را کار جز جفا هرگز
شماره ۵۷۱: حسنش آخر شد و از مان نکند یاد هنوز
شماره ۵۷۲: در آشیانه شدم بسمل از برای قفس
شماره ۵۷۳: کی شود کیفیت عشق تو پنهان در لباس
شماره ۵۷۴: دیدم سحر ز لبلب ناشاد در قفس
شماره ۵۷۵: ما دماغ آشفتهایم از حال زار ما مپرس
شماره ۵۷۶: از کجا هر صبح صرف چاک سازم جیب نو
شماره ۵۷۷: تا گرفتارت شدم از رشک گویم هر نفس
شماره ۵۷۸: داریم یوسفی که به خوابش ندید کس
شماره ۵۷۹: روز و شب از دیدن صیاد مستم در قفس
شماره ۵۸۰: از غم دوری ماهی که مپرس
شماره ۵۸۱: تو را که گفت که مایل به سیر بستان باش
شماره ۵۸۲: سر جدا میکنم خود از تن خویش
شماره ۵۸۳: کشته گشتم ز طبع روشن خویش
شماره ۵۸۴: کند خراب جهانی به یک عنان گردش
شماره ۵۸۵: کرده زلف تو پا به زنجیرش
شماره ۵۸۶: چند برگردانیم با اشک و آه از کوی خویش
شماره ۵۸۷: هوسم نیست که سنجاب کنم بستر خویش
شماره ۵۸۸: از دل چه میپرسی که من در عشق مجنون کردمش
شماره ۵۸۹: صد وعده میگرفتم از یار جانی خویش
شماره ۵۹۰: گل کند پاره برت دفتر زیبایی خویش
شماره ۵۹۱: دلم غمدیده عشق است بگذارید ناشادش
شماره ۵۹۲: ای شوخ ز آزار دل ریش بیندیش
شماره ۵۹۳: به هر جا آن سهیبالا کند رقص
شماره ۵۹۴: چون ماجرای هجر به جانان کنیم عرض
شماره ۵۹۵: از دامگاه دهر رمیدم به احتیاط
شماره ۵۹۶: راه دل را میکند آن شوخ بیپروا غلط
شماره ۵۹۷: به آن کسی که کند یک دل پریشان جمع
شماره ۵۹۸: زان پیشتر که گل کند از برگ لاله داغ
شماره ۵۹۹: گر نسوزد شام مرگم کس به خاک من چراغ
شماره ۶۰۰: بیبرگ شد ز باد خزان شاخسار حیف
شماره ۶۰۱: هرگز نشد دل ما یکدم به ما موافق
شماره ۶۰۲: چون شاخهای درختی که شد ز سرما خشک
شماره ۶۰۳: بر کمر توشه از لخت جگر دارد اشک
شماره ۶۰۴: روز ازل که گشت غمت آشنای دل
شماره ۶۰۵: هرچند که با من است این دل
شماره ۶۰۶: کی درد به افسانه و افسون رود از دل
شماره ۶۰۷: میروم هر سو دوان از دست دل
شماره ۶۰۸: گر گوش کنی ترانه دل
شماره ۶۰۹: زمین برد آن دو چشم سرمهسا دل
شماره ۶۱۰: کرده اظهار غمم پیش تو صدبار خجل
شماره ۶۱۱: ز شیون دل غنچه آزرد بلبل
شماره ۶۱۲: بس که نگذاشته شرم رخ او رنگ به گل
شماره ۶۱۳: بس که رفت از پی تو صد جا دل
شماره ۶۱۴: گوش مردم کراست و ذه کلیل
شماره ۶۱۵: به داغ حسرت آن آتشین لعل
شماره ۶۱۶: یار طناز وای بر من و دل
شماره ۶۱۷: ربودی جان من زین دل ازان دل
شماره ۶۱۸: زلف تو ز بس حال مرا ساخته مختل
شماره ۶۱۹: دل بردی و چهها که نکردی به جان دل
شماره ۶۲۰: ای که هرگز نکنی چاره بیماری دل
شماره ۶۲۱: از جنگ تو شدم من دلتنگ منفعل
شماره ۶۲۲: از بس به راه شوق تو شد بیقرار دل
شماره ۶۲۳: خواهم شود از پیچ و خم زلف رها دل
شماره ۶۲۴: از تو در کون و مکان هنگامه عشق است گرم
شماره ۶۲۵: ز گلزار تمنا حسرت بسیار میآرم
شماره ۶۲۶: تا به آن سرو ناز دل بستم
شماره ۶۲۷: درد دلی به پیش تو اظهار میکنم
شماره ۶۲۸: داغی ز تو یادگار دارم
شماره ۶۲۹: از چشم کینهجوی تو مشکل که جان برم
شماره ۶۳۰: تا سیمبری به هم رسانم
شماره ۶۳۱: دل را اگر به نالهکشیدن درآورم
شماره ۶۳۲: به نازی من آن خاک پا میفروشم
شماره ۶۳۳: تاب تیمار دل زار ندارم چه کنم
شماره ۶۳۴: بساط گریه خواهد کرد طی چشم
شماره ۶۳۵: فتادم بر دل دل خانه یار است میدانم
شماره ۶۳۶: دلم به زلف کسی مبتلاست من چه کنم
شماره ۶۳۷: یار ناپایدار را چه کنم
شماره ۶۳۸: گر رسم روزی به دلداری که میخواهد دلم
شماره ۶۳۹: هر دم از درد دگر میگریم
شماره ۶۴۰: نمیسازد هوای جز هوای خانه خویشم
شماره ۶۴۱: آزرده ز کوی یار رفتم
شماره ۶۴۲: نی به خواب آسوده گردد نی به بیداری دلم
شماره ۶۴۳: به حال من نپردازی چه سازم
شماره ۶۴۴: به اشک شام و به آه سحر چه چاره کنم
شماره ۶۴۵: ز کوی او سفر کردیم و رفتیم
شماره ۶۴۶: منم آن خسته که از درد محابا نکنم
شماره ۶۴۷: چون تار ساز هر چند ما زار مینماییم
شماره ۶۴۸: تو را من باوفا دانسته بودم
شماره ۶۴۹: چون شمع ما به کعبه و بتخانه سوختیم
شماره ۶۵۰: احوال خراب می نویسم
شماره ۶۵۱: به زندان غمت جز ناله و زاری نمیدانم
شماره ۶۵۲: بیا ای دلربا گرد تو گردم
شماره ۶۵۳: منت از خون دل شراب دهم
شماره ۶۵۴: این دل گمگشته را در زلف خوبان یافتم
شماره ۶۵۵: دل سخت آن بیوفا را چه گویم
شماره ۶۵۶: دارم اگرچه دست به کاری که داشتم
شماره ۶۵۷: به آن سیمینبدن زر بگذرانم
شماره ۶۵۸: اشک را یافتهام پردهدر خود چه کنم
شماره ۶۵۹: دل در خون طپیدهای دارم
شماره ۶۶۰: هر سحر یاد شما میکنم و میگریم
شماره ۶۶۱: آن قد دل پسند را نازم
شماره ۶۶۲: خواهم که یک شب گریهای در پای دیوارش کنم
شماره ۶۶۳: گرچه ما از زمانه سوختهایم
شماره ۶۶۴: چنان مکن که ز کوی تو خوار برخیزم
شماره ۶۶۵: اشارت کن دل و جان میرسانم
شماره ۶۶۶: در آغاز محبت از جفای دلستان مردم
شماره ۶۶۷: اشک خونینجگری میخواهم
شماره ۶۶۸: شکوهها از یار در دل میبرم
شماره ۶۶۹: میتوانم ز سر هر دو جهان برخیزم
شماره ۶۷۰: شب از دوریت سخت افسرده بودم
شماره ۶۷۱: زمین خدمتش گاهی که یابم یار میبوسم
شماره ۶۷۲: وا ش زمانی ای بیترحم
شماره ۶۷۳: چو خم به گوشه میخانه نسبتی دارم
شماره ۶۷۴: غم هجران کشیدم و رفتم
شماره ۶۷۵: من با دل سخت تو در افتاد ندارم
شماره ۶۷۶: شب هجر تو داغ میسوزم
شماره ۶۷۷: دل بیتاب وصل سیم تن جانانهای دارم
شماره ۶۷۸: از وصل دلبر دل برگرفتم
شماره ۶۷۹: با غیر سری داری و گویی که ندارم
شماره ۶۸۰: ساخت غربت به من وطن چه کنم
شماره ۶۸۱: به دامان جنون دستی زدم از خویشتن رفتم
شماره ۶۸۲: شکایت ازین باغ بیجا ندارم
شماره ۶۸۳: دیگر به جوش آمده دریای گریهام
شماره ۶۸۴: موج زد بحر غم شنا چه کنم
شماره ۶۸۵: خوش آنکه من از دانش و فرهنگ برآیم
شماره ۶۸۶: خصم جانی منت شناختهام
شماره ۶۸۷: صبر گریزپا را من خوب میشناسم
شماره ۶۸۸: هست هیچ آن کمر دگر معلوم
شماره ۶۸۹: بهجز جور و جفا از دلربای خود نمیبینم
شماره ۶۹۰: به اشک و آه و درد و غم جدا از یار میسازم
شماره ۶۹۱: نه من وصل و نه هجران میپرستم
شماره ۶۹۲: از کوی یار خاک به سر کرده میروم
شماره ۶۹۳: یار ما را نکرد یاد چه غم
شماره ۶۹۴: هر جا که وصف آن بت کافر نوشتهایم
شماره ۶۹۵: جان آزرده به کوی تو سپردیم و شدیم
شماره ۶۹۶: من کجا گوهر یکدانه به دامن دارم
شماره ۶۹۷: زندگی بییار جانی چون کنم
شماره ۶۹۸: گریبان گر به قدر حسرت دل چاک میکردم
شماره ۶۹۹: هیچگه یاد آن پسر نکنم
شماره ۷۰۰: ز کویش دوش رخت از غیرت اغیار میبستم
شماره ۷۰۱: ز دست عزیزان وطن میگذارم
شماره ۷۰۲: از دوری تو گشته سیه روزگار چشم
شماره ۷۰۳: تو را با من سر جور و جفا بود است دانستم
شماره ۷۰۴: خون نمیگشتی دلم دلدار اگر میداشتم
شماره ۷۰۵: سر از قدم تو برنداریم
شماره ۷۰۶: تا کی به غمت در پس دیوار بگریم
شماره ۷۰۷: دلش خاراست بسیار آزمودم
شماره ۷۰۸: به عهدت ای شه خوبان عجب دستور میبینم
شماره ۷۰۹: بیتو نظاره چمن کردیم
شماره ۷۱۰: با چنین بخت که ره نیست به زندان توام
شماره ۷۱۱: بت من وصل تو را میخواهم
شماره ۷۱۲: گر بگریم به تو این تندی خو نگذارم
شماره ۷۱۳: جفاجویان ندارند از وفا شرم
شماره ۷۱۴: دل نمیخواهد که من تنها دلی خالی کنم
شماره ۷۱۵: ز صدرم راند یار از آستان هم
شماره ۷۱۶: کی شب هجر تو ظالم خواب میآید به چشم
شماره ۷۱۷: به سودای سر زلف تو شادم
شماره ۷۱۸: ز حرف ناصح دمسرد ترسیدن نمیدانم
شماره ۷۱۹: نه انیسی نه همدمی دارم
شماره ۷۲۰: آنکه فکر دل بیمار نکرد است منم
شماره ۷۲۱: حدیث شوخی چشمت شنیده آمدهام
شماره ۷۲۲: رفتم که کسی به هم رسانم
شماره ۷۲۳: بر سر کوی وفا میگریم
شماره ۷۲۴: تا به داغ او سری میداشتم
شماره ۷۲۵: رفتی و نقش پای تو دیدم گریستم
شماره ۷۲۶: نمیکردم شب هجران اگر زاری چه میکردم
شماره ۷۲۷: گل زد از شعله داغ تو به سر دستارم
شماره ۷۲۸: تا سیه شد از خط مشکین جانان خانهام
شماره ۷۲۹: به یک عالم مصیبت جان و دل را مبتلا دیدم
شماره ۷۳۰: خوبا خیال چون تو نگاری گرفتهایم
شماره ۷۳۱: نیست امروز که با عشق ندیم است دلم
شماره ۷۳۲: دور از تو گر دمی به گلستان نشستهام
شماره ۷۳۳: برد سرمایه ابر از چشم گریانی که من دارم
شماره ۷۳۴: دل خریدار تو باشد من خریدار دلم
شماره ۷۳۵: ز چاک سینه چو احوال دل نظاره کنم
شماره ۷۳۶: هرچند که ناتوان عشقم
شماره ۷۳۷: امروز من عجب می پرزور خوردهام
شماره ۷۳۸: عیش دنیا همه غم بود نمیدانستم
شماره ۷۳۹: دلم تا کی رود از دست دلداری بهدست آرم
شماره ۷۴۰: گاهی به شهر و گاه به صحرا گریستم
شماره ۷۴۱: باز آمدم بر تو به حالی که داشتم
شماره ۷۴۲: جستوجوی شمهای درد و غم او میکنم
شماره ۷۴۳: ز کوی یار بیرون میدود از سینه من هم
شماره ۷۴۴: دعوی دل به یار ستمگر گذاشتم
شماره ۷۴۵: میکنی آزار خوش میآیدم
شماره ۷۴۶: خاک شد در قدم او سر خود را نازم
شماره ۷۴۷: بر آن سرم که ره عرض مدعا بندم
شماره ۷۴۸: امشب که بیتو تاب و توانی نداشتیم
شماره ۷۴۹: ز وصل آن گلاندام است تا بیبهره آغوشم
شماره ۷۵۰: یک نفس پا نکشد اشک به دامان چه کنم
شماره ۷۵۱: هر کرا رفت دل از دست حزین من بودم
شماره ۷۵۲: مانند سپند از بس بیطاقتی انگیزم
شماره ۷۵۳: چون جانب او قاصدی از ناله فرستم
شماره ۷۵۴: خزان رسید و پی غمگساریی چمنم
شماره ۷۵۵: گرچه احوال بسی درهم و برهم دارم
شماره ۷۵۶: غم و غصه جای دیگر میبرم
شماره ۷۵۷: خوشا روزی که من این رنج غربت در وطن گویم
شماره ۷۵۸: به گلشن وصف رویت کردم و گل را خجل کردم
شماره ۷۵۹: ما دل صدپاره در فکر شراب انداختیم
شماره ۷۶۰: بر بیگانه گاهی گاه پیش خویش مینالم
شماره ۷۶۱: به دل گفتم از جور گردون نگردیم
شماره ۷۶۲: در گریه به دولت تو ممتازم
شماره ۷۶۳: ز بیمهری چرخ از مهربانی دور افتادم
شماره ۷۶۴: با خود از دوستیش این همه دشمن کردم
شماره ۷۶۵: بار غمهای تو با جسم حقیری میکشم
شماره ۷۶۶: خو گرفتم به قفس رفته چمن از یادم
شماره ۷۶۷: دریغا که دردآشنای ندیدم
شماره ۷۶۸: آرزو دارم که در عشق تو یار دل شوم
شماره ۷۶۹: دیدم از غیر بسی جور و تغافل کردم
شماره ۷۷۰: شکوهها کز روزگار ناموافق میکنم
شماره ۷۷۱: در خواب همچو روی تو روی ندید چشم
شماره ۷۷۲: ناامید از مهر و ماهی میروم
شماره ۷۷۳: فتاد از دست من دل با که گویم
شماره ۷۷۴: سبک گشتم به چشمت وز تو دیدم سرگرانی هم
شماره ۷۷۵: آه سرد خود اگر مطلق عنان میساختم
شماره ۷۷۶: شب هجر تو کی در دیده راه خواب میدادم
شماره ۷۷۷: خون گشت دل از داغ جفای تو جگر هم
شماره ۷۷۸: خواهم که بر یار دلآزار بگریم
شماره ۷۷۹: غمین گشتم ز پیری شادمانی از کجا آرم
شماره ۷۸۰: دیده اشکبار میخواهم
شماره ۷۸۱: نخست آن کس که شد در عشق او افسانه من بودم
شماره ۷۸۲: تا به کی از ستمش آه کنم
شماره ۷۸۳: گشتم دو تا ز درد به یکتاییات قسم
شماره ۷۸۴: سراسر خشک دیدم مزرع خود تا نظر کردم
شماره ۷۸۵: به گلشن پیش آن نازآفرین چشم
شماره ۷۸۶: همان بهتر که من از آستانش زود برخیزم
شماره ۷۸۷: قطره اشکی به صد خون جگر پیدا کنم
شماره ۷۸۸: به کوی یار گذاری که داشتم دارم
شماره ۷۸۹: چه خوش باشد به ن نوخط به گلشن باده نوشیدن
شماره ۷۹۰: شبی به کلبه احزان من بیا بنشین
شماره ۷۹۱: یک جا میروی از برزده دامان بنشین
شماره ۷۹۲: من نمیگویم که مجنون باش و در صحرا نشین
شماره ۷۹۳: بر سر دل مرا عتاب مکن
شماره ۷۹۴: امروز مرا کرد غم یار پریشان
شماره ۷۹۵: وصل تو به خواب دید نتوان
شماره ۷۹۶: بسته زنجیر گیسویت نه من صد همچو من
شماره ۷۹۷: به دست من افتاد کار گریبان
شماره ۷۹۸: گر کشد باز ز دست من شیدا دامن
شماره ۷۹۹: سوخت بیمهریت ستاره من
شماره ۸۰۰: کی بود گریه دست و گریبانم اینچنین
شماره ۸۰۱: در آ خندان ز در جانانه من
شماره ۸۰۲: تنگتر از دل مور است فضای دل من
شماره ۸۰۳: شوخ سرکش پسری وای به من
شماره ۸۰۴: هر غنچه بشکفت الا دل من
شماره ۸۰۵: انکار اهل صدق و صفا میکنی مکن
شماره ۸۰۶: سیاهی کرده جا در دیده من
شماره ۸۰۷: ابری کشید سر به هوای گریستن
شماره ۸۰۸: مده به یاد من دلفگار خندیدن
شماره ۸۰۹: خوشا رهرو که تا منزل رسیدن
شماره ۸۱۰: فتاد از ضعف نبضم از طپیدن
شماره ۸۱۱: مینهد هرگاه آن سرکش جوان پا بر زمین
شماره ۸۱۲: بییار گرفته شد دل من
شماره ۸۱۳: نیست همچون شمع ما را الفتی با پیرهن
شماره ۸۱۴: مهربانی نشد دوچار به من
شماره ۸۱۵: سرو روان من گذر افکن به سوی من
شماره ۸۱۶: از سحرسازی نگه نازنینی من
شماره ۸۱۷: هجر تو کرد بس که سیه روزگار من
شماره ۸۱۸: غم دوش در عزای دل مبتلای من
شماره ۸۱۹: پیکان یار بس که شکست استخوان من
شماره ۸۲۰: ز تو شاه من جلوسی به سریر ناز کردن
شماره ۸۲۱: در دلم هست که نالم سحری بهتر ازین
شماره ۸۲۲: بیش از دلی ندارم و خوبان هزار تن
شماره ۸۲۳: گر آمدم به پیش تو چین بر جبین مزن
شماره ۸۲۴: سنگسارم کرد آن مه مهربانی را ببین
شماره ۸۲۵: نه من خط جانب آن بیوفا خواهم فرستادن
شماره ۸۲۶: ندارد حاصلی پیش نکویان درددل کردن
شماره ۸۲۷: کمر بستی به کین من نشستی در کمین من
شماره ۸۲۸: دل از غم تو زبون شد چه میتوان کردن
شماره ۸۲۹: زنده دل را نسزد گرد هنر گردیدن
شماره ۸۳۰: میگفت بلبل قفسی شب چمن چمن
شماره ۸۳۱: به رنگ لاله مرا رسته از جگر ناخن
شماره ۸۳۲: نه شوق دیدنت از دل به در توان کردن
شماره ۸۳۳: کنون که موج سرشکم رسید تا گردن
شماره ۸۳۴: اشکم به دیده میگفت آماده چکیدن
شماره ۸۳۵: صبح خندید ای دل خوابیده چشمی باز کن
شماره ۸۳۶: ای دل هوس شیشه و پیمانه رها کن
شماره ۸۳۷: ماند واپس به رهت دین و دل و جان از من
شماره ۸۳۸: کار ما گذشت از کار فکر ما خدا را کن
شماره ۸۳۹: چون سیل روم در طلب دوست شتابان
شماره ۸۴۰: دل رفت ز من پی نکویان
شماره ۸۴۱: سرمهسا چشم تو کرد این همه بیداد به من
شماره ۸۴۲: کشم از خار خار گلعذاران
شماره ۸۴۳: دل دید ز بس که خواری من
شماره ۸۴۴: ای چرخ بعد مرگ ز خاکم پیاله کن
شماره ۸۴۵: هر کجا طفلی بود دیوانه من
شماره ۸۴۶: سلوکی طرفه آن یار جانی میکند با من
شماره ۸۴۷: نالد دلم چو بلبل از آمد بهاران
شماره ۸۴۸: در خون نشاند دل را مژگان دلشکاران
شماره ۸۴۹: خوش آن شبها که در گوشش حدیثی میرسید از من
شماره ۸۵۰: بستهام عهدی درستی در غمت با سوختن
شماره ۸۵۱: قصد خونم کردهای میکن چه باک ای نازنین
شماره ۸۵۲: نیم غمگین دل و دین صبر و طاقت گر رمید از من
شماره ۸۵۳: زهی سرحلقه کاکل کمندان
شماره ۸۵۴: اگر رسواست ور شیدا دل من
شماره ۸۵۵: مردم و بوسهای آن شوخ نبخشید به من
شماره ۸۵۶: در خاطر رمیدهدلان جا به هم رسان
شماره ۸۵۷: دل ز چشم و ابروی جانانه میگوید سخن
شماره ۸۵۸: مگر کرده ایت پیدا خوی طفل اشکبار من
شماره ۸۵۹: پوشیده رخ ز دیده ما میروی مرو
شماره ۸۶۰: ای مرا روی ارادت سوی تو
شماره ۸۶۱: سود خود میشمرد غیر زیان من و تو
شماره ۸۶۲: برو ای شوخ جفا کار برو
شماره ۸۶۳: مایل رحم اگر بدی چشم ستمپرست تو
شماره ۸۶۴: روزها شد نمینمایی تو
شماره ۸۶۵: کند گر ناوک آن آشنایی خانه در پهلو
شماره ۸۶۶: از دست شست چشمسیاهی که آه ازو
شماره ۸۶۷: دارد بهر باغ آن قامت و رو
شماره ۸۶۸: خزان خط به جا نگذاشت رنگی از بهار او
شماره ۸۶۹: خراب و خسته و بیمارم از تو
شماره ۸۷۰: دل را نواخت گرچه لب نوشخند تو
شماره ۸۷۱: تیر کاری خوردهام از شست او
شماره ۸۷۲: شراب گرم نجوشد به انجمن بی تو
شماره ۸۷۳: جانم به لب رساندهای از دل برآ برو
شماره ۸۷۴: باش ای گل عم یکساله ز بلبل بشنو
شماره ۸۷۵: سیاه شد روز من ای ماه بی تو
شماره ۸۷۶: ای عرش فرش در حرم کبریای تو
شماره ۸۷۷: ای اشک به خون طپیدهای تو
شماره ۸۷۸: داغ بر سر نهم از یاد رخت گل گفته
شماره ۸۷۹: سری دارم از دست سودا شکسته
شماره ۸۸۰: ساقی اگر از می قدری هست به من ده
شماره ۸۸۱: خوردم ز شست یار خدنگی که واه واه
شماره ۸۸۲: تیر نازی کزان کمان جسته
شماره ۸۸۳: مست و خنجر به کف ای شوخ بیا بسمالله
شماره ۸۸۴: مهر و وفا ز من ز بتان جور و کین همه
شماره ۸۸۵: خدا برد به کجا میروی شتابزده
شماره ۸۸۶: شد از بوی گریبانش سحرگاه
شماره ۸۸۷: گو نباشد کسی به ما همراه
شماره ۸۸۸: ای خدا آگهی از حال من زارش ده
شماره ۸۸۹: ز چشمم میرسد آن نور دیده
شماره ۸۹۰: شود سالک ز بند خود رها آهسته آهسته
شماره ۸۹۱: در خواب دیده
شماره ۸۹۲: من آتش به جان را میکشی رنجیده رنجیده
شماره ۸۹۳: جانانه رام است الحمدالله
شماره ۸۹۴: جانم به لب رسید مداوا چه فایده
شماره ۸۹۵: دل از جفای عشق کشیدن چه فائده
شماره ۸۹۶: آن خط نورسته شد بر من وبال تازهای
شماره ۸۹۷: ناصح فریب نرگس فتان ندیدهای
شماره ۸۹۸: سرو قامت چهها خوش آمدهای
شماره ۸۹۹: دیده گریان سینه بریان کردهای
شماره ۹۰۰: ای دل به عشق کار نداری چهکارهای
شماره ۹۰۱: دلی دارم چه دل از زلف او سرشار سودایی
شماره ۹۰۲: ای دل که ز ما پیش به آن بزم رسیدی
شماره ۹۰۳: نیست سرو این همه رعنا که تویی
شماره ۹۰۴: ازان بیگانه خوی ما نمیگوید به ما حرفی
شماره ۹۰۵: از دل نفسی به در نمیآیی
شماره ۹۰۶: کشتی به غمزه خلق خدا بیجنایتی
شماره ۹۰۷: تو نداری سر وفاداری
شماره ۹۰۸: ز دستش گاه بر سر میزنم گاهی برو دستی
شماره ۹۰۹: داغ کردی دلم چه میپرسی
شماره ۹۱۰: بیماری فراق کشیدم نیامدی
شماره ۹۱۱: تو تا کی حالدل پرسیده باشی
شماره ۹۱۲: به چشم مردم بیگانه خانه میخواهی
شماره ۹۱۳: کار من سخت است یاران یاریای
شماره ۹۱۴: مرا ای بخت بد دردآشنا میخواستی کردی
شماره ۹۱۵: از من ای چشم تر چه میخواهی
شماره ۹۱۶: دل را اسیر هجران بگذاشتی و رفتی
شماره ۹۱۷: تو را داده در حسن حق دستگاهی
شماره ۹۱۸: به این دماغ که بر اوج کبریا داری
شماره ۹۱۹: تو چون با غیر پیمان تازه کردی
شماره ۹۲۰: تو به کوی بیوفایان غم بیشمار داری
شماره ۹۲۱: رسد هر دم مرا بر دل شکستی
شماره ۹۲۲: اگر صدبار از درد توام دل خون شود روزی
شماره ۹۲۳: زین می ناز که در سر داری
شماره ۹۲۴: دگر ای باد صبا روحفزا میآیی
شماره ۹۲۵: جفایش کند بر وفا پیشدستی
شماره ۹۲۶: چند ای دل بیدرد پیش یار من باشی
شماره ۹۲۷: دلا تا کی چنین افسرده باشی
شماره ۹۲۸: بسیار پریشانم از گوشه تنهایی
شماره ۹۲۹: لبش آب بقاست پنداری
شماره ۹۳۰: جدا کردی ز یارم ای فلک زیر و زبر گردی
شماره ۹۳۱: زلف خوبان بلاست پنداری
شماره ۹۳۲: هرکس که خورده چون شمع سر چنگ زندگانی
شماره ۹۳۳: یار ز من گر خبر داشتی
شماره ۹۳۴: به صحرا رفتی و میگفت در هر گوشه نخجیری
شماره ۹۳۵: بت من به حق خدای که داری
شماره ۹۳۶: از گریه من دشت جنون کرده بهاری
شماره ۹۳۷: تا دست به خون دل نشویی
شماره ۹۳۸: جانا مگشا زلف خدار را دو سه روزی
شماره ۹۳۹: تا به کی دربهدرم گردانی
شماره ۹۴۰: نگذاشت بهجا از من این درد اگر چیزی
شماره ۹۴۱: به جرم مبتلا کردی چه کردی
شماره ۹۴۲: تویی که رسم به جانهای مبتلای نکنی
شماره ۹۴۳: بکس بیداد آن ترک سپاهی
شماره ۹۴۴: چه کنم گر ندهم تن به جفای پیری
شماره ۹۴۵: شدم پیر و میگویم ازناتوانی
شماره ۹۴۶: اشارات ابروی او گر ندانی
شماره ۹۴۷: من کیستم از شوق تو سرگرم شتابی
شماره ۹۴۸: ای گریه زار در چه فکری
شماره ۹۴۹: افتاده است بر سر ما بار زندگی
شماره ۹۵۰: تو ای شوخ برقع کجا میکشایی
شماره ۹۵۱: میسر هر کسی را کی شود با یار سرگوشی
شماره ۹۵۲: ماه نبود به این چنین که توبی
شماره ۹۵۳: از سینه صافی ما جانان خبر نداری
شماره ۹۵۴: صبا با زلف یار من چه کردی
شماره ۹۵۵: بر ستر غم میکشم آزار کجایی
شماره ۹۵۶: غبار درش ای صبا گر بیاری
شماره ۹۵۷: پیش زلف او بردم شکوه پریشانی
شماره ۹۵۸: بهجز آزار دل کاری نداری
شماره ۹۵۹: ای ناله به گوش شنوای نرسیدی
شماره ۹۶۰: چه شود گر تو یار من باشی
شماره ۹۶۱: بیتو در اسباب عیش افتاده از بس دشمنی
شماره ۹۶۲: ز بس در جمع مهرویان تمامی
شماره ۹۶۳: ای اشک بیقرار به کوی که میروی
شماره ۹۶۴: مگر دل گریه سر کرده است جای
شماره ۹۶۵: ز تأثیر محبت دل به زلفش سر کند بازی
شماره ۹۶۶: چو نی هرچند گشتم خشک و خالی
شماره ۹۶۷: تا کی به کنج عمکده ما واکند کسی
شماره ۹۶۸: دماغم تازه است از صحبت دیوانه چندی
شماره ۹۶۹: اگر دستم رسد بر خطتراشیهای خوشروی
شماره ۹۷۰: نباشد همچو من در کوچه زلف تو شیدای
شماره ۹۷۱: تا تو رفتی درد شد صاف ایاغ زندگی
شماره ۹۷۲: دم مزن این تیغ با ابروی یار از همسری
شماره ۹۷۳: ز دست تو منم دستخوش بیتابی
شماره ۹۷۴: عجب بیرحم و کافر ماجرایی
شماره ۹۷۵: ای بلند از قند تو رعنایی
شماره ۹۷۶: زهی نگاه تو سرگرم فتنهپردازی
شماره ۹۷۷: فتادم بر درت برخیز گفتی
شماره ۹۷۸: به بختم محرمی در حضرت جانانه بایستی
شماره ۹۷۹: ای دل تو چه اضطراب داری
شماره ۹۸۰: در دیده مردم چرا بر رغم من جا میکنی
شماره ۹۸۱: گر کنم صاحب من در تو نگاهی گاهی
شماره ۹۸۲: دل ز من برد جامه گلگونی
شماره ۹۸۳: هزار گونه الم هست و دلفگار یکی
شماره ۹۸۴: چه باشد گر به شکر مهجبینی
شماره ۹۸۵: با غیر تو را خطاب تا کی
شماره ۹۸۶: آنکه برده است دل و دین من از ایمای
شماره ۹۸۷: کارم افتاد عزیزان به بت خودرای
شماره ۹۸۸: قصه من شده مشهور و تو هم میدانی
شماره ۹۸۹: میانت را چو گفتم رشته رنجیدی چه فهمیدی
شماره ۹۹۰: تو بلبل طافت پرواز داری باز مینالی
شماره ۹۹۱: شکوه آن بیوفا بسیار دارم دیدنی
شماره ۹۹۲: بهر عیادت دل غمگین نیامدی
شماره ۹۹۳: چه باشد گر به ما ای مرغ گلشن همقفس گردی
شماره ۹۹۴: بنده را نیست تاب مهجوری
شماره ۹۹۵: از خودی بس که گرفتار خودی
شماره ۹۹۶: به پیریم شده رهزن جوان خودرای
شماره ۹۹۷: مرا دلی است چه دل کوچهگرد رسوای
شماره ۹۹۸: غیر شاد است ز وصل ای غم هجران مددی
شماره ۹۹۹: دردا که جز گناه ندارم بضاعتی
شماره ۱۰۰۰: ز شوخی جلوهای بر من برای دلبری کردی
شماره ۱۰۰۱: جانم به لب رسید مدارا چه میکنی
این آمار از میان ۹٬۲۲۰ بیت شعر موجود در گنجور از اشعار این بخش استخراج شده است.
توجه فرمایید که این آمار به دلایلی از قبیل وجود چند نسخه از آثار شعرا در سایت (مثل آثار خیام) و همینطور یک بیت محسوب شدن مصرعهای بند قالبهای ترکیبی مثل مخمسها تقریبی و حدودی است و افزونگی دارد.
آمار همهٔ شعرهای گنجور را اینجا ببینید.
وزنیابی دستی در بیشتر موارد با ملاحظهٔ تنها یک مصرع از شعر صورت گرفته و امکان وجود اشکال در آن (مخصوصاً اشتباه در تشخیص وزنهای قابل تبدیل از قبیل وزن مثنوی مولوی به جای وزن عروضی سریع مطوی مکشوف) وجود دارد. وزنیابی ماشینی نیز که جدیداً با استفاده از امکانات تارنمای سرود اضافه شده بعضاً خطا دارد. برخی از بخشها شامل اشعاری با بیش از یک وزن هستند که در این صورت عمدتاً وزن ابیات آغازین و برای بعضی منظومهها وزن غالب منظومه به عنوان وزن آن بخش منظور شده است.
| ردیف | وزن | تعداد ابیات | درصد از کل |
| ۱ | وزنیابی نشده | ۸٬۱۳۱ | ۸۸٫۱۹ |
| ۲ | مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | ۳۲۰ | ۳٫۴۷ |
| ۳ | فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ۲۴۶ | ۲٫۶۷ |
| ۴ | مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | ۲۰۵ | ۲٫۲۲ |
| ۵ | مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | ۱۵۲ | ۱٫۶۵ |
| ۶ | مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | ۸۰ | ۰٫۸۷ |
| ۷ | فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | ۴۶ | ۰٫۵۰ |
| ۸ | مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | ۲۵ | ۰٫۲۷ |
| ۹ | مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | ۸ | ۰٫۰۹ |
| ۱۰ | مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | ۷ | ۰٫۰۸ |
آمار ابیات برچسبگذاری شدهٔ این بخش با قالب شعری در گنجور به شرح زیر است:
| ردیف | قالب شعری | تعداد ابیات | درصد از کل |
| ۱ | غزل | ۹٬۲۲۰ | ۱۰۰٫۰۰ |
آمار فراوانی تعداد ابیات اشعار این بخش به شرح زیر است (بلندترین شعر شامل ۲۵ بیت و کوتاهترین شامل ۴ بیت شعر است):
| ردیف | تعداد ابیات شعر | فراوانی | درصد از ۱٬۰۰۱ شعر |
| ۱ | ۹ | ۱۶۱ | ۱۶٫۰۸ |
| ۲ | ۸ | ۱۴۶ | ۱۴٫۵۹ |
| ۳ | ۷ | ۱۳۸ | ۱۳٫۷۹ |
| ۴ | ۱۰ | ۱۲۵ | ۱۲٫۴۹ |
| ۵ | ۱۱ | ۱۰۳ | ۱۰٫۲۹ |
| ۶ | ۶ | ۷۸ | ۷٫۷۹ |
| ۷ | ۵ | ۷۶ | ۷٫۵۹ |
| ۸ | ۱۲ | ۵۰ | ۵٫۰۰ |
| ۹ | ۱۳ | ۳۴ | ۳٫۴۰ |
| ۱۰ | ۱۴ | ۲۱ | ۲٫۱۰ |
| ۱۱ | ۱۵ | ۲۰ | ۲٫۰۰ |
| ۱۲ | ۱۶ | ۱۷ | ۱٫۷۰ |
| ۱۳ | ۱۷ | ۹ | ۰٫۹۰ |
| ۱۴ | ۴ | ۷ | ۰٫۷۰ |
| ۱۵ | ۱۸ | ۵ | ۰٫۵۰ |
| ۱۶ | ۱۹ | ۴ | ۰٫۴۰ |
| ۱۷ | ۲۲ | ۲ | ۰٫۲۰ |
| ۱۸ | ۲۱ | ۲ | ۰٫۲۰ |
| ۱۹ | ۲۰ | ۲ | ۰٫۲۰ |
| ۲۰ | ۲۵ | ۱ | ۰٫۱۰ |
